شادى و شادكامى از ديدگاه اسلام - خطيب، سيد مهدى - الصفحة ٣٢ - ب شادىهاى ناپايدار
در حديثى آمده است كه خداوند متعال، به عيسى (ع) پند داد:
يا عِيسَى! افْرَحْ بِالْحَسَنَةِ فَإِنَّهَا لِى رِضاً.[١]
اى عيسى! با كارهاى نيك مرا شاد ساز؛ چرا كه خشنودى من، در آن كارهاست.
با توجّه به سياق اين گونه آيات و احاديث، مىتوان پى برد كه توجّه و عنايت به اين بخش از شادى، مدّ نظر دين بوده است و آن را در زندگى دنيوى و اخروى انسان، سودمند مىداند، هر چند شادىهاى ديگرى نيز وجود دارند كه به واسطه نداشتن پايههايى مستحكم، تكيهاى برآنها نشده است؛ امّا مىتوانند شادىآور باشد.
ب. شادىهاى ناپايدار
آيات و احاديث بسيارى نيز روى ديگر سكّه را نشان مىدهند و آن، شادىهايى است كه اگر چه در وهله اوّل، ظاهراً به لحاظ ماهيت، تفاوتى با شادىهاى پايدار ندارند؛ امّا با گذشت زمان، ورق بر مىگردد. اين گونه شادىها، حالتهاى هيجانى زودگذر و بىثباتى است كه برخى مواقع، مىتوانند پيامدهاى منفى به دنبال داشته باشند.
امام على (ع) مىفرمايد:
لاتندمن على عفو و لا تبهجن بعقوبة.[٢]
برگذشت، پشيمان مشو و بر مجازات] و تنبيه]، شادمان مگرد.
اگر چه شادى و لذّت مجازات و انتقام، در ابتدا بسيار شيرين و دلپسند جلوه مىكند؛ امّا اين شادمانى، پايدار نمىمانَد و نمىتوان مشخّصه شادى پايدار را در آن، جستجو نمود.
[١]. الكافى، ج ٨، ص ١٣٨.
[٢]. غرر الحكم، ح ١٠٣١٩.