شادى و شادكامى از ديدگاه اسلام - خطيب، سيد مهدى - الصفحة ٢٩ - سه ماهيت شادى
به] سزاى] دستاورد پيشين آنها، به آنان بدى رسد، انسان، ناسپاسى مىكند.
وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذا هُمْ يَقْنَطُونَ.[١]
و چون به مردم، رحمتى بچشانيم، بِدان شاد مىگردند و چون به] سزاى] آنچه دستاورد گذشته آنان است، صدمهاى به ايشان برسد، به ناگاه، نوميد مىشوند.
پس با نگاهى كلّى به آيات و احاديثى كه ذكر شد، تعابيرى همچون بما لديهم، بما أوتوا، بما عندهم، بما أصاب، رحمة فرح بها، من الدنيا تدركونه و مواردى جز آن، به بيان همان نكتهاى مىپردازد كه پيشتر متذكّر شديم و آن، اين است كه شادى (فرح)، با داشتن و دارا شدن، رابطه داشته و شادى، به وسيله آن، حاصل مىگردد و تعابيرى همچون: تحرمونه، تصبهم سيئة و اخذناهم بغته، نشان از احساس ناشادمانى و غم است كه با محروميت و نداشتن، در ارتباط است.
با وجود اين، مىتوان اينگونه نتيجه گرفت كه در شادى و غم، دو مفهوم «وجدان» و «فقدان» و به عبارت ديگر، «دستيابى» و «از دست دادن» يا «حائز شدن» و «فاقد شدن»، نقشى اساسى ايفا مىكند. اين دو، مىتوانند موجب حالتى نفسانى گردند كه از آن، تعبير به شادى و غم مىشود.
موضوع شايان ذكر، آن است كه مفهوم «فرح»، با هر يك از دو بُعد
[١]. سوره روم، آيه ٣٦.