روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ٢٠٤ - ٨ پاسخ به شبهه با روش اقرار گرفتن
ماهرانه، عقايد باطل خود را توجيه كنند. در چنين مواقعى يكى از روشهاى مناسب براى مواجهه و دفع شبهه اقرار و اعتراف گرفتن از طرف مقابل است، اين اقرار گرفتن در ابتدا بايد از مبانى مورد قبول شبهه كننده باشد. فايده اين كار آن است كه باعث مىشود بحث از اصول و پايههاى مشترك و مورد اعتراف طرف مقابل شروع شود، در ادامه مى توان با استدلالهاى مناسب با اقرارهاى شبهه كننده، او را در مقابل اعترافهاى خود قرار داد و به بن بست كشاند. نمونههاى اين روش در قرآن و روايات بسيار است. از جمله در سوره مؤمنون خداوند به پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد كه در مواجهه با منكران قيامت و روز رستاخيز از آنان نسبت به برخى مسائل اقرار بگيرد.[١] نمونه ديگر از اين روش، مناظره امام رضا (ع) با جاثليق است. در اين مناظره حضرت به طور مكرر پيش از هر گونه استدلال از جاثليق اقرار مىگرفت،[٢] از جمله در يك مورد بدون آن كه جاثليق متوجه شود كه امام (ع) با قصد اقرار گرفتن به جاثليق فرمود:
اى نصرانى! به خدا سوگند ما ايمان به آن عيسى (ع) داريم كه ايمان به محمد (ص) داشت؛ ولى تنها ايرادى كه به پيامبر شما داريم اين بود كه او كم روزه مىگرفت و كم نماز مىخواند! جاثليق متحير شد و گفت: «به خدا سوگند علم خود را باطل كردى و پايه كار خويش را ضعيف نمودى، من گمان مىكردم تو داناترين مسلمانان هستى!» امام (ع) فرمود: «مگر چه شده؟» جاثليق گفت: «به خاطر اين كه مىگويى عيسى (ع) كم روزه و كم نماز بود؛ در حالى كه عيسى (ع) حتى يك روز را افطار نكرد و هيچ شبى را به طور كامل نخوابيد و هميشه صائم الدهر و قائم الليل بود.» امام (ع) ازاين اقرار استفاده فرمود وبيان داشت: «براى چه كسى روزه مىگرفت و نماز مىخوان! جاثليق نتوانست پاسخ بگويد و ساكت شد.[٣]
[١]. مومنون: ٨٩ ٨٢( قالُوا أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ لَقَدْ وُعِدْنا نَحْنُ وَ آباؤُنا هذا مِنْ قَبْلُ إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيها إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لا يُجارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ).
[٢]. ر. ك:، شيخ صدوق، عيون أخبار الرضا؟ ع؟، ج ٢، صص ١٤٥ ١٤١.
[٣]. رك: صدوق، همان، ص ١٤٣.