روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ٥١ - طبقهبندى متون اعتقادى
وجدانى و بديهى، مورد نظر است. هرچند در هر دو مورد ممكن است بدون وحى به مطلب مورد نظر توجه نشود و يا اينكه به خاطر وجود برخى شبهات آن را مورد انكار قرار دهند.
تفاوت اين مورد با تذكر اين است كه در تذكر قبلًا به مطلب مورد تذكر علم تفصيلى وجود دارد ولى در اين جا چنين علمى وجود ندارد.
اين قسم داراى اهميت خاصى است، زيرا بسيارى از مباحث مهم اعتقادى داخل در اين قسم قرار مىگيرند. به عنوان نمونه بحث ابطال جبر و تفويض و پذيرش أمرٌ بين الأمرين، يا مباحث عدل، قضا و قدر، بداء كه در تاريخ تفكّر اعتقادى موجب نزاع بسيار نيز بودهاند، از علوم وجدانى بشر هستند و معصوم (ع) اين علوم وجدانى را به انسان نشان مىدهد. به همين خاطر در برخى روايات باب جبر و قدر در توضيح أمر بين الأمرين و اختيار كه امرى وجدانى است آمده است كه:
«لا يعلَمها الا العالِم او مَن علّمها ايّاه العَالِم»[١]؛
أمر بين الأمرين را فقط عالم (معصوم) يا كسى كه عالم به او آموزش داده، مىداند.
از اين تقسيم بندى و شرح موارد آن مىتوان به چند نكته مهم زير دست يافت:
١. متون اعتقادى برخلاف گمان برخى يكپارچه تعبّدى نيست؛ بلكه تنها بخشى از آن تعبّدى بوده و بسيارى از مباحث خداشناسى و انسانشناسى درذيل بخشهاى ارشادى، تذكّرى و يا وجدانى قرار مىگيرد. به نظر مىرسد مباحث توحيد، عدل و بخش عمدهاى از مباحث نبوّت از نوع تعبدى نيست هرچند در مباحثى چون امامت خاصه و بخشى از مباحث معاد، متون تعبّدى حجم بيشترى دارد.
٢. شناخت نوع متن دينى، متكلم را در چگونگى مواجهه با آن يارى مىنمايد و موجب درك درست و عميقترى نسبت به آيات و روايات مىشود.
٣. اين مباحث غير از اينكه فى نفسه داراى اهميت هستند، براى بحث حجيت ظنّ نيز مفيدند؛ زيرا با توجّه به اين تقسيمبندى روشن مىشود كه بحث حجيت خبر واحد و ظهور منحصر در قسمت تعبّد است و در سه قسم ديگر نياز به اثبات حجيت
[١]. كلينى، الكافى، ج ١، ص ١٥٩.