روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ٢٧ - معرفت اعتقادى، اقسام و درجات آن
مبادى سهگانه عمل نقش اساسى دارد، ميان اين مبادى و ميان مبادى و خود عمل، ارتباطى دوطرفه برقرار است.[١]
البته اختيارى بودن اين مبادى معانى مختلفى دارد كه قدر مشترك آن آزادى انسان در تأثيرگذارى بر روى احداث يا ابقا يا افناء يا تضعيف يا تقويت اين مبادى است. از اين مبادى آنچه در اين جا مورد بحث است تصديق يا باور است و از معرفت اعتقادى همين معنا مورد نظر است. بنابراين معرفت اعتقادى عملى جوانحى و قلبى و اختيارى است كه انسان پس از شناخت مطلبى مىتواند نسبت به آن قلباً تسليم شود يا آن را انكار كند.
اين معنا از معرفت اعتقادى، اختيارى بوده و مىتواند مورد تكليف و امر و نهى قرار گيرد، البته مقدمه اين اعتقاد، شناخت موضوع و محمول و نسبت حكميه است. حتى ممكن است پس از شناختن اين موارد، حكم و اذعان به نسبت به صورت ذهنى و غير اختيارى براى انسان حاصل شود، اما انسان پس از همه اينها اين قدرت را دارد كه در برابر گزاره، تسليم قلبى شود يا انكار كند؛ همان طور كه كافران با يقين به حقانيت پيامبران و آيات آنان به انكار قلبى پرداختند: (وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا).[٢]
اساساً انسان نقشى جز «عمل» ايفا نمىكند، نهايت اينكه اعمال آدمى يا درونى و جوانحى است، يا بيرونى و جوارحى. در عقايد، لازمه تصديق خدا و رسول او اين است كه گزارههايى كه در وحى و مأثور ذكر شده، مورد تصديق و اذعان قلبى قرار گيرد و علم و معرفت به اين گزارهها كافى نيست. در احاديث نيز سخن از واجبات قلب و اندامهاست و براى هر يك وظايفى بيان شده و معرفت و اقرار، واجب قلبى و يا به عنوان عمل قلب مطرح شده است. امام صادق (ع) مىفرمايد:
فَفُرِضَ على القَلبِ غيرَ ما فُرِضَ على السَّمع و فُرِضَ على السَّمع غير ما فُرض على العَينين ... فأمّا ما فُرض على القلبِ مِن الايمان فالاقرار و المعرفة و العقدُ و الرّضا ... فذَلك ما فَرَض اللهُ على القلبِ مِن الاقرارِ و المَعرفة و هُو عَملُه.[٣]
[١]. ر. ك: رضا برنجكار، حكمت و انديشه دينى، صص ٢٨٦ ٢٨١.
[٢]. نمل: ١٤
[٣]. كلينى، الكافى، ج ٢، صص ٣٤، ٣٥، ٣٩؛ ر. ك: رضا برنجكار، مقاله« حضور اراده در مبادى عمل»، نشريه حوزه و دانشگاه، سال دوم، شماره ششم، بهار ١٣٧٥.