روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ٢٠ - علم كلام و ويژگىهاى اصلى آن
بر اين اساس، وظيفه فقه، استنباط معارف اعتقادى، احكام و اخلاق، و كلام، متصدى دفاع از اين معارف بود و تقسيم فقه به دو حوزه «فقه اكبر و فقه اصغر»[١] بر همين مبنا بوده است.
بسيارى از تعاريفى كه براى علم كلام ذكر شده، ناظر به همين تعريف از كلام است. براى مثال فارابى در تعريف كلام مىگويد:
صناعةُ الكلام ملكة يقتدرُ بها الإنسانُ على نُصرةِ الآراء و الأفعال المحدودة التى صَرَّح بها واضِعُ الملّة، و تَزييف كلّ ما خالفها بالاقاويل؛[٢]
فن كلام، ملكهاى است كه آدمى به وسيله آن مىتواند از عقايد و افعالى كه صاحب دين به آن تصريح كرده دفاع كند و باطل بودن هرآن چه را كه با دين مخالفت دارد، با سخن وكلام اثباتنمايد.
در آيات و احاديث نيز به همين معناى فقه و كلام اشاره شده است. براى مثال ظاهر آيه شريفه (لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ)[٣] فهم همه معارف دينى است، بلكه مىتوان گفت به قرينه ادامه آيه (لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ) مراد از آن در درجه اول، عقائد و در درجه دوم فهم اخلاق و احكام است. همچنين وقتى امام صادق (ع) به يونس بن يعقوب مىفرمايد:
«يا يونُس لو كنتَ تُحسِنُ الكلامَ كلّمته»
و يونس در پاسخ مىگويد:
«انّى سَمِعتُك تَنهى عَن الكلام و تَقُول: وَيلٌ لِأصحابِ الكلام»
و در ادامه مىفرمايد:
«اخرُج الى البابِ فانظُر مَن تَرى مِن المُتكلّمين فَأدخِله»[٤]
همين معنا از كلام، يعنى علم مناظره و تكلّم با مخالفان و اثبات معارف دينى و ردّ عقايد مخالف مراد است.
[١]. برخى بر اين باورند كه اين نام اولين بار به طور مضبوط، توسط ابوحنيفه( متوفاى ١٥٠ ق) به كار رفت زيرا او كتاب كلامى خود را الفقه الاكبر ناميد اما اگر اين مطلب درست باشد نشان دهنده اين است كه در آن زمان اين نام شيوع داشته است نه اينكه او مبدع اين اصطلاح بوده، علاوه بر اينكه در مقابل ترديدهايى نيز در صحّت انتساب اين كتاب به وى مطرح گرديده است. ر ك: على سامى نشار، نشأة الفكر الفلسفى فى الاسلام. ج ١، ص ٢٣٨.
[٢]. جعفر آل ياسين، الفارابى فى حدوده و رسومه، ص ٣١٩.
[٣]. توبه: ١٢٢.
[٤]. كلينى، الكافى، ج ١، ص ١٧١.