روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ١٨٤ - اثبات از راه برهان خلف
صدق خود آن قضيه اثبات و معلوم مىشود. نمونههايى از اين روش در قرآن و روايات به چشم مىخورد، از جمله آيه شريفه (لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا)[١] برهان خلف در اين آيه به اين شكل است:
الف. فرض مىشود كه براى عالم آلهه متعددى است.
ب. اين چند آلهه بايد با يكديگر اختلاف ذاتى و تباين حقيقى داشته باشند، اگرنه نه چند اله نمىشدند.
ج. تباين درحقيقت وذات مستلزم آن است كه در تدبير هم با يكديگر متباين و مختلف باشند.
د. اختلاف آنها در تدبير باعث مىشود كه تدبير هر يك، تدبير ديگرى را فاسد كند وآسمان و زمين رو به تباهى مىگذارند.
. نظام جارى در عالم نظامى است واحد، كه همه اجزاى آن يكديگر را در رسيدن به هدف خود يارى مىدهند و فساد و تباهى در آن نيست.
نتيجه: پس فرض باطل است و نقيض آن صادق، يعنى، براى عالم غير از الله واحد نيست.[٢]
نمونه ديگر از اين روش، پاسخ اميرالمومنين (ع) به شبههاى درباره قضا و قدر است.[٣] مردى عراقى در بازگشت از شام به امام (ع) گفت: «چگونه ما مجبور نبوديم در حالى كه قضا و قدر ما را پيش مىبرد و رفتن ما با قضا و قدر بود؟» حضرت فرمود: «اگر قضا و قدر حتمى بود ديگر ثواب و عقاب و امر و نهى كار باطلى بود و وعده و وعيد معنايى نداشت و ديگر شايسته نبود خداوند گناهكار را سرزنش و نيكوكار را ستايش كند و ...». امام (ع) با درست فرضكردن اين سخن كه قضا و قدر حتمى است و انسان هيچ دخالتى در
[١]. انبياء: ٢٢.
[٢]. نمونههاى ديگر از قرآن، نساء: ٨٢.« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً»؛ مؤمنون: ٩١« مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ».
[٣]. رك: شيخ صدوق، التوحيد، ص ٣٨١.