روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ١٦٤ - ٣ روش ذكر مبانى
صرفاً به ذكر تاريخچه اكتفا نمىكند؛ بلكه علاوه بر آن، به مبانى و ريشههاى فكرى آنها نيز تذكر مىدهند.
يا وقتى يك متكلم اشعرى مىخواهد حسن و قبح را تشريح كند و يا متكلمى مىخواهد حسن و قبح را از زبان آنها تبيين كند به صرف تعريف حسن به «الحسن ما حسنه الشارع» و تعريف قبيح به «القبيح ما قبحه الشارع» نتوانسته است تبيين خوب و جامعى از اين امر ارائه دهد، بلكه بايد در كنار اين تعريف اشاره به مبانى اين بحث داشته باشد و بگويد: اشاعره چنين اعتقاد دارند كه در صورت عقلى بودن حسن و قبح، عقل حاكم بر خداوند خواهد شد. در اين صورت قدرت خداوند محدود به دستورات عقل مىشود. به همين جهت آنها براى حفظ قدرت مطلقه خداوند معتقد شدهاند حسن و قبح عقلى نيست و شرعىاست و در تعريف حسن و قبح نيز از همين واژگان استفاده نمودهاند.
يا وقتى كسى مىخواهد نبوت را تبيين كند چارهاى ندارد به مبانى آن، يعنى مبحث توحيد و عدل اشاره كند. بايد بگويد نبوت زمانى قابل تبيين است كه مخاطب اجمالًا اطلاعاتى از توحيد و عدل الهى داشته باشد و الا مفهوم نبى را درست نخواهد فهميد. چگونه ممكن است مخاطب بتواند معناى نبى و رسول را بداند و بفهمد كه رسول كسى است كه از جانب خداوند براى هدايت امت فرستاده شده است ولى حتى به نحو اجمالى هم نداند خداوند كيست و چه نقشى در نبوت دارد و يا نداند عدل چيست و چه نقشى در نبوت دارد!
در برخى از فروعات اعتقادى هم همين روش را مىتوان مشاهده كرد. مثلًا علامه حلى در كشف المراد در تعريف توبه مىگويد: توبه پشيمانى از معصيت و عزم بر ترك آن در آينده است. در تبيين مبانى بحث خود در اين تعريف نيز مى گويد: قيد پشيمانى از گناه لازم است چون به هر حال معصيتى از وى سر زده است و توبه بايد از ارتكاب يك گناه باشد و الا ندامت از غير گناه چه معنايى خواهد داشت! پس پشيمانى از معصيت لازم و شرط براى توبه است. براى دخالت داشتن عزم بر ترك آن در آينده نيز معتقد است اگر چنين عزمى در وى نباشد در واقع پشيمانى محقق نشده است. به عبارت ديگر با نبود