روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ١٤٥ - فطرت
همه انسانها و فطريات مختص به انسان يا گروهى از انسانها تقسيم كرد. به ديگر سخن، اين كه همه انسانها داراى فطرتند، مانع از اين نيست كه انسانها داراى فطرتهاى متفاوت باشند؛ همان طور كه ممكن است همه آنها داراى فطرت مشترك باشند يا داراى فطرت مشترك و فطرت ويژه هر دو، باشند. در بحث هر يك از مصاديق فطرت بايد روشن شود كه اين مصداق آيا از فطرت مشترك است يا مختص؟
در تفسير فطرت ديدگاهها و دلايلى مطرح شده كه مجال طرح آنها نيست. همچنين براى فطرت اقسامى ذكر شده، از جمله فطرت گرايشى و فطرت معرفتى. فطرت معرفتى مقصود است. منظور از اين فطرت، كه در آيات و احاديث ذكر شده، معرفتهايى است كه خداوند در روح و جان همه انسانها قرار داده است.[١]
فطرت معرفتى از منظر آيات و روايات مصاديق متعددى دارد كه از جمله مهمترين و پر تاكيدترين آنها فطرت خداشناسى است. بر اساس اين متون، انسانها حامل معرفتى از خداوند هستند كه توسط خود خدا و در عوالم پيشين، در آنها نهاده شده و حتى ديگر معرفتها نيز به گونهاى به اين معرفت برمىگردد واگر اين معرفت نبود، انسانها رب خود را نمىشناختند:
اخرج من ظهر آدم ذريته الى يوم القيامه، فخرجوا كالذر، فعرفهم و أراهم نفسه، و لو لا ذلك، لم يعرف أحد ربه؛[٢]
خدا فرزندان آدم را تا روز قيامت، از پشت آدم بيرون آورد. آنها به صورت ذرات كوچكى بودند. آنگاه خود را به آنان نماياند و شناساند و اگر اين واقعه رخ نمىداد، كسى پروردگارش را نمىشناخت.
امام على (ع) مىفرمايد:
الحمد لله الذى الهم عباده حمده و فاطرهم على معرفة ربوبيته.[٣]
[١]. رك: روم: ٣٠؛ كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٤١٦؛ نهج البلاغه، خطبه ٧٢؛ المتقى الهندى، كنز العمال، ج ٤، ص ٣٩٥.
[٢]. كلينى، الكافى، ج ٢، ص ١٣.
[٣]. همان، ج ١، ص ١٣٩.