روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ١٤٢ - حل تعارض
با توجه به اين كه دليل نقل اطمينانى، عقل قطعى است و عقل با دليل قطعى حجيت نقل اطمينانى را به اثبات مى رساند، ارزش نقل اطمينانى نيز در حد قطع خواهد بود، چون يقين وجود دارد كه نقل اطمينانى حجت است.[١] بنابراين در هر دو صورت تعارض بين عقل قطعى و نقل قطعى است، منتهى نقل قطعى دو صورت دارد، يكى مستقيماً قطعى است و ديگرى با ملاحظه دليل، حجت قطعى است.
از مباحثى كه تا كنون مطرح شد مىتوان استفاده كرد كه موردى براى تعارض عقل قطعى و نقل قطعى وجود ندارد، زيرا تعارضات مطرح شده مانند آنچه در خصوص «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» اساساً با تعامل عقل و وحى مطرح نخواهد شد و اگر مطرح شود يك تعارض بدوى است كه خارج از بحث تعارض است. بسيارى از تعارضات مطرح شده مثل تعارض نظريات علمى و فلسفى با آموزههاى دينى اگر مورد بررسى دقيق قرار گيرد، روشن مىشود كه اين نظريات قطعى نيست، بلكه امور ظنى و بعضاً احتمالى است كه اشكالات زيادى بر آنها وارد شده و يا قابل طرح است. با توجه به اين كه دليل عقلى بايد قطعى باشد اين موارد از بحث تعارض خارج خواهد شد.
اصولًا در مباحث نظرى و مشكل، حصول قطع نوعى به ندرت اتفاق مىافتد و در اين موارد نيز وحى مؤيد عقل است. زيرا در اين گونه امور معمولًا دانشمندان و فيلسوفان نظريات متفاوت و متعارض دارند و اگر به دلايل آنها دقت شود، معلوم مىشودكه بحث جدلى الطرفين است، مانند بحث حدوث و قدم جهان. به عبارت ديگر، در اين گونه موارد عقل به تنهايى قادر به حل مسأله نيست و اگر عقل و وحى با تعامل با هم در مسير كشف حقيقت حركت كنند، به حقيقت خواهند رسيد. در واقع اين كه شخص خيال مىكند قطع عقلى دارد به اين دليل است كه موضوع بحث، بحثى پيچيده است و نيازمند كمك گرفتن از وحى مىباشد. اما شخص خود را به تكلف مىاندازد و با ضميمه كردن چند مقدمه كه برخى ظنى است و از روى ناچارى به آن تمسك شده، در صدد كشف حقيقت است. از اين رو فيلسوف ديگر، اگر در مقام نقد برآيد و تقليد را كنار بگذارد به راحتى مىتواند با كشف مقدمات و پيش فرضهاى وى و نشان دادن ظنى بودن برخى از اين پيش فرضها، دليل به ظاهر برهانى او را ابطال نمايد.
[١]. ر. ك: محمد باقر الملكى، توحيد الإمامية، صص ٤١ ٤٠.