روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ١١٥ - كاركرد نظرى
خاص به كار مىرود كه صرفاً شامل كاركرد عقل عملى مىشود و به ديگر كاركردها با واژه «علم» اشاره مىشود. به معناى اول عقل، مىتوان «عقل بالمعنى الأعم» و به معناى دوم «عقل بالمعنى الأخص» گفت. در اينجا عقل بالمعنى الأعم مقصود است.
نكته ديگر اين كه، كاركرد نظرى عقل هم شامل عقل رياضى مىشود و هم عقل سليم و هر دو گونه عقل در حوزه امور نظرى كاربرد دارند.
نكته آخر اين كه، همه مكاتب مهم كلامى مانند اماميه، معتزله، ماتريديه و حتى اشاعره، كاركرد عقل نظرى را قبول دارند و تفاوت آنها در محدوده اين عقل و چگونگى بهرهگيرى از آن است.
مشهور است كه اشاعره از عقل تنها در موضع دفاع از آموزههاى دينى بهره مىگيرند و عقل را به عنوان يك منبع قبول ندارند. اين مطلب در مورد عقل نظرى درست نيست، زيرا اشعرى در كتاب «اللمع» از برهانى شبيه برهان حركت ارسطو براى اثبات خداوند استفاده مىكند و انتقال انسان از نطفه به علقه و نقص به كمال و قوه به فعل را محتاج ناقل، كه خداوند است، مىداند.[١] وى در نفى شبيه[٢] و نفى شريك[٣] نيز از برهان عقلى استفاده مىكند. كتابهاى ديگر اشاعره نيز مملو از استدلالهاى عقلى است. براى مثال فخر رازى براى اثبات خدا از برهان حدوث و برهان امكان استفاده مىكند[٤]، از هشت جلد كتاب شرح «المواقف» قاضى ايجى و سيد شريف جرجانى هفت جلد به امور عامه كه مربوط به عقل نظرى است اختصاص دارد و يك جلد به الهيات كه در مباحث مختلف از جمله اثبات صانع براهين مختلف عقلى ذكر شده است.[٥]
بنابراين، اختلاف اصلى در اصل اثبات و انكار عقل، مربوط به عقل عملى است كه در ادامه مورد بحث قرار مىگيرد، نه در اصل پذيرش عقل نظرى. البته در محدوده و نوع بهرهمندى از عقل نظرى اختلاف وجود دارد. اماميه از عقل نظرى به صورت حداكثرى
[١]. ر. ك: ابو الحسن اشعرى، اللمع فى الرد على أهل الزيغ و البدع، ص ١٨.
[٢]. ر. ك: همان، ص ٢٠.
[٣]. ر. ك: همان، ص ٣٠.
[٤]. ر. ك: فخر الدين رازى، المحصل، ص ٣٣٧.
[٥]. مير سيد شريف جرجانى، شرح المواقف، ج ٨، صص ١٣ ٢.