روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ١٠٧ - عقل سليم و فطرى و حجيت آن
موضوع درك عقل سليم «مطلق واقعيت» اعم از نظرى و عملى، واقعيت خارجى و مفهوم ذهنى است. اين عقل، واقعيت را در هر جايى كه باشد ادراك مىكند. انسان با به كارگيرى اين عقل نيز به يقين مىرسد، اما نه ضرورتاً يقين مضاعف، بلكه يقينى كه عقل سليم به آن دست مىيابد اكثراً يقين عادى است.
تفاوت يقينِ عقل سليم و عقل رياضى اين است كه در يقين رياضى به هيچ وجه نمىتوان احتمال خلاف داد، اما در يقين عادى مىتوان احتمال خلاف را مطرح كرد، هر چند اين احتمال قابل اعتنا نيست و عقلا كسى كه به اين احتمالِ خلاف ترتيب اثر مىدهد را مذمت كرده، كار او را غير عقلى مىدانند. براى مثال انسانها نسبت به تحقّق موجودات خارجى يقين عادى دارند، هر چند بر اساس عقل رياضى مىتوان در تحقق جهان خارجى شك كرد و آن را خيالى دانست، اما عقلا كسى را كه اين احتمال را مطرح كرده آنرا بپذيرد مذمت كرده، كارش را غير عقلى مىدانند.
در علم كلام اين عقل بيشترين كاربرد را دارد. ادراك حسن و قبح و لزوم تبعيت از خداوند و پيامبر او و به طور كلى تبعيت از حق و حجيت تكاليف شرعى و حتى حجيت ظهور و خبر ثقه يا موثوق به، همگى بر اساس حكم عقل سليم است.
بسيارى از استدلالهاى مطرح در دين و نيز علم كلام، مانند پى بردن از نظم به ناظم و از فعل به فاعل بر اساس عقل سليم است، چون عقل رياضى مىتواند احتمال تصادفى بودن نظم و فعل را مطرح نمايد، ولى از ديدگاه عقل سليم، نظم آسمانها و زمين به صورت يقينى بر خالق عليم و قدير دلالت مىكند.
به نظر مىرسد عقلى كه در احاديث به عنوان حجّت باطنى[١] و
«الحجة فيما بين العباد و بين الله»[٢]
مطرح شده و كاركردش
«يعرف به الصادق على الله فيصدّقه و الكاذب على الله
[١]. ر. ك: كلينى، الكافى، ج ١، ص ١٦.
[٢]. همان، ص ٢٥.