رساله توضيح المسائل - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١ - احكام نجاسات
خون دارد نجس، و بقيه آن پاك است، پس اگر به بيرون دهان يا بينى برسد، مقدارى را كه انسان يقين دارد جاى نجس اخلاط به آن رسيده، نجس است، و محلى را كه شك دارد جاى نجس به آن رسيده يا نه، پاك مىباشد.
مسأله ١٣٣- اگر آفتابهاى را كه ته آن سوراخ است روى زمين نجس بگذارند چنانچه آب طورى زير آن جمع گردد كه با آب آفتابه يكى حساب شود، آب آفتابه نجس مىشود، ولى اگر آبى كه از زير آفتابه خارج مىشود در زمين فرو رود يا جارى شود به نحوى كه با آب داخل آن يكى حساب نشود، آب آفتابه نجس نمىشود.
مسأله ١٣٤- اگر چيزى داخل بدن شود و به نجاست برسد، در صورتى كه بعد از بيرون آمدن، آلوده به نجاست نباشد پاك است، پس اگر اسباب اماله يا آب آن در مخرج غائط وارد شود، يا سوزن و چاقو و مانند اينها در بدن فرو رود و بعد از بيرون آمدن، به نجاست آلوده نباشد نجس نيست. و همچنين است آب دهان و بينى اگر در داخل به خون برسد و بعد از بيرون آمدن به خون آلوده نباشد.
احكام نجاسات
مسأله ١٣٥- نجس كردن خط و ورق قرآن حرام است، و اگر نجس شود بايد فوراً آن را آب بكشند.
مسأله ١٣٦- اگر جلد قرآن نجس شود در صورتى كه بىاحترامى به قرآن باشد بايد آن را آب بكشند.
مسأله ١٣٧- گذاشتن قرآن روى عين نجس، مانند خون و مردار اگر چه آن عين نجس خشك باشد حرام است، و برداشتن قرآن از روى آن واجب مىباشد.
مسأله ١٣٨- نوشتن قرآن با مركب نجس، اگر چه يك حرف آن باشد حرام است. و اگر نوشته شود بايد آن را آب بكشند، يا بواسطه تراشيدن و مانند آن كارى كنند كه از بين برود.
مسأله ١٣٩- احتياط واجب آن است كه از دادن قرآن به كافر خوددارى كنند، و اگر قرآن دست اوست در صورت امكان از او بگيرند.
مسأله ١٤٠- اگر ورق قرآن يا چيزى كه احترام آن لازم است- مثل كاغذى كه