رساله توضيح المسائل - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٦ - احكام طلاق
شود مثلًا مسافرت كند و بخواهد او را طلاق دهد، بايد تا مدتى كه معمولًا زنها از حيض يا نفاس پاك مىشوند صبر كند.
مسأله ٢٥٠٣- اگر مردى كه غايب است بخواهد زن خود را طلاق دهد چنانچه بتواند اطلاع پيدا كند كه زن او در حال حيض يا نفاس است يا نه، اگرچه اطلاع او از روى عادت حيض زن، يا نشانههاى ديگرى باشد كه در شرع معين شده، بايد تا مدتى كه معمولًا زنها از حيض يا نفاس پاك مىشوند صبر كند.
مسأله ٢٥٠٤- اگر با عيالش كه از خون حيض و نفاس پاك است نزديكى كند و بخواهد طلاقش دهد، بايد صبر كند تا دوباره حيض ببيند و پاك شود، ولى زنى را كه نُه سالش تمام نشده، يا آبستن است، اگر بعد از نزديكى طلاق دهند، اشكال ندارد، و همچنين است اگر يائسه باشد يعنى اگر سيّده است بيشتر از شصت سال و اگر سيّده نيست بيشتر از پنجاه سال داشته باشد.
مسأله ٢٥٠٥- هرگاه با زنى كه از خون حيض و نفاس پاك است نزديكى كند و در همان پاكى طلاقش دهد اگر بعد معلوم شود كه موقع طلاق آبستن بوده اشكال ندارد.
مسأله ٢٥٠٦- اگر با زنى كه از خون حيض و نفاس پاك است نزديكى كند و مسافرت نمايد، چنانچه بخواهد در سفر طلاقش دهد، بايد بقدرى كه زن معمولًا بعد از آن پاكى، خون مىبيند و دوباره پاك مىشود صبر كند.
مسأله ٢٥٠٧- اگر مرد بخواهد زن خود را كه بواسطه مرضى حيض نمىبيند طلاق دهد، بايد از وقتى كه با او نزديكى كرده تا سه ماه از جماع با او خوددارى نمايد و بعد او را طلاق دهد.
مسأله ٢٥٠٨- طلاق بايد به صيغه عربى صحيح خوانده شود و دو مرد عادل آن را بشنوند و اگر خود شوهر بخواهد صيغه طلاق را بخواند و اسم زن او مثلًا فاطمه باشد بايد بگويد: زَوْجَتِى فاطِمَة طالقٌ زن من فاطمه رها است و اگر ديگرى را وكيل كند آن وكيل بايد بگويد: زَوْجَةُ مُوكِّلِى فاطِمَةُ طالِقٌ.
مسأله ٢٥٠٩- زنى كه صيغه شده، مثلًا يك ماهه يا يك ساله او را عقد كردهاند طلاق ندارد، و رها شدن او به اين است كه مدتش تمام شود، يا مرد مدت را به او