رساله توضيح المسائل - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٠ - احكام وَقْف
مسأله ٢٦٨١- اگر مسجدى را وقف كنند، بعد از آن كه واقف به قصد واگذار كردن اجازه دهد كه در آن مسجد نماز بخوانند همين كه يك نفر در آن مسجد نماز خواند، وقف درست مىشود.
مسأله ٢٦٨٢- وقف كننده بايد مكلف و عاقل و با قصد و اختيار باشد و شرعاً بتواند در مال خود تصرف كند بنابراين سفيهى كه در حال بالغ بودن سفيه بوده يا حاكم شرع او را از تصرف در اموالش جلوگيرى كرده چون حق ندارد در مال خود تصرف نمايد اگر چيزى را وقف كند صحيح نيست.
مسأله ٢٦٨٣- اگر مالى را براى كسانى كه به دنيا نيامدهاند وقف كند درست نيست ولى وقف براى اشخاصى كه بعضى از آنها به دنيا آمدهاند صحيح و آنها كه به دنيا نيامدهاند بعد از آمدن به دنيا با ديگران شريك مىشوند.
مسأله ٢٦٨٤- اگر چيزى را بر خودش وقف كند مثل آن كه دكانى را وقف كند كه عايدى آن را بعد از مرگ او خرج مقبرهاش نمايند صحيح نيست. ولى اگر مثلًا مالى را بر فقرا وقف كند و خودش فقير شود، مىتواند از منافع وقف استفاده نمايد.
مسأله ٢٦٨٥- اگر براى چيزى كه وقف كرده متولّى معين كند بايد مطابق قرارداد او رفتار نمايند. و اگر معين نكند، چنانچه بر افراد مخصوصى مثلًا بر اولاد خود وقف كرده باشد راجع به چيزهايى كه مربوط به مصلحت وقف است كه در نفع بردن طبقات بعد نيز دخالت دارد اختيار با حاكم شرع است و راجع به چيزهايى كه مربوط به نفع بردن طبقه موجود است اگر آنها بالغ باشند، اختيار با خود آنان است و اگر بالغ نباشند، اختيار با ولىّ ايشان است و براى استفاده از وقف اجازه حاكم شرع لازم نيست.
مسأله ٢٦٨٦- اگر ملكى را مثلًا بر فقرا يا سادات وقف كند يا وقف كند كه منافع آن به مصرف خيرات برسد، در صورتى كه براى آن ملك متولّى معين نكرده باشد اختيار آن با حاكم شرع است.
مسأله ٢٦٨٧- اگر ملكى را بر افراد مخصوصى مثلًا بر اولاد خود وقف كند كه هر طبقهاى بعد از طبقه ديگر از آن استفاده كنند، چنانچه متولى ملك آن را اجاره دهد وبميرد درصورتى كه مراعات مصلحت وقف يامصلحت طبقه بعدرا كرده باشد