رساله توضيح المسائل - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٠ - احكام حجّ
او واجب است كه پول خانه را هم داشته باشد.
مسأله ٢٠٣٨- زنى كه مىتواند مكه برود، اگر بعد از برگشتن از خودش مال نداشته باشد و شوهرش هم مثلًا فقير باشد و خرجى او را ندهد و ناچار شود كه به سختى زندگى كند، حج بر او واجب نيست.
مسأله ٢٠٣٩- اگر كسى توشه راه و مركب سوارى نداشته باشد و ديگرى به او بگويد حج برو، من خرج تو و عيالات تو را در موقعى كه در سفر حج هستى مىدهم در صورتى كه اطمينان داشته باشد كه خرج او را مىدهد حج بر او واجب مىشود.
مسأله ٢٠٤٠- اگر خرجى رفتن و برگشتن و خرجى عيالات كسى را در مدتى كه مكه مىرود و بر مىگردد به او ببخشند و با او شرط كنند كه حج كند، اگرچه قرض داشته باشد و در موقع برگشتن هم مالى كه بتواند با آن زندگى كند نداشته باشد بايد قبول نمايد و حج بر او واجب مىشود.
مسأله ٢٠٤١- اگر مخارج رفتن و برگشتن و مخارج عيالات كسى را در مدتى كه مكه مىرود و بر مىگردد به او بدهند و بگويند حج برو ولى ملك او نكنند، در صورتى كه اطمينان داشته باشد كه از او پس نمىگيرند، حج بر او واجب مىشود.
مسأله ٢٠٤٢- اگر مقدارى مال كه براى حج كافى است به كسى بدهند و با او شرط كنند كه در راه مكه خدمت كسى كه مال را داده بنمايد، حج بر او واجب نمىشود.
مسأله ٢٠٤٣- اگر مقدارى مال به كسى بدهند و حج بر او واجب شود، چنانچه حج نمايد، هر چند بعداً مالى از خود پيدا كند، ديگر حج بر او واجب نيست.
مسأله ٢٠٤٤- اگر براى تجارت مثلًا تا جده برود و مالى به دست آورد كه اگر بخواهد از آنجا به مكه رود مستطيع باشد، بايد حج كند و در صورتى كه حج نمايد، اگرچه بعداً مالى پيدا كند كه بتواند از وطن خود به مكه رود، ديگر حج بر او واجب نيست.
مسأله ٢٠٤٥- اگر انسان اجير شود كه از طرف كسى ديگر حج كند، چنانچه خودش نتواند برود و بخواهد ديگرى را از طرف خودش بفرستد، بايد از كسى كه او را اجير كرده اجازه بگيرد.