رساله توضيح المسائل - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٩ - نماز مسافر
مىگويند نشنود ولى اذانى را كه در جاى خيلى بلند مىگويند بشنود، بايد نماز را شكسته بخواند.
مسأله ١٣٢٥- اگر چشم يا گوش او يا صداى اذان غيرمعمولى باشد در محلى بايد نماز را شكسته بخواند كه چشم متوسط ديوار خانهها را نبيند و گوش متوسط صداى اذان معمولى را نشنود.
مسأله ١٣٢٦- اگر بخواهد در محلى نماز بخواند كه شك دارد به حد تَرَخُّصْ يعنى جايى كه اذان را نشنود و ديوار را نبيند، رسيده يا نه، بايد نماز را تمام بخواند. و در موقع برگشتن اگر شك كند كه به حد ترخص رسيده يا نه، بايد شكسته بخواند. و چون در بعضى موارد اشكال پيدا مىكند بايد يا آن جا نماز نخواند يا هم شكسته و هم تمام بخواند.
مسأله ١٣٢٧- مسافرى كه در سفر از وطن خود عبور مىكند، وقتى به جايى برسد كه ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود بايد نماز را تمام بخواند.
مسأله ١٣٢٨- مسافرى كه در بين مسافرت به وطنش رسيده، تا وقتى در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد از آن جا هشت فرسخ برود، يا چهار فرسخ برود و برگردد، وقتى به جايى برسد كه ديوار وطن را نبيند و صداى اذان آن را نشنود، بايد نماز را شكسته بخواند.
مسأله ١٣٢٩- محلى را كه انسان براى اقامت و زندگى خود اختيار كرده وطن اوست، چه در آن جا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، يا خودش آنجا را براى زندگى اختيار كرده باشد.
مسأله ١٣٣٠- اگر قصد دارد در محلى كه وطن اصليش نيست مدتى بماند و بعد به جاى ديگر رود، آنجا وطن او حساب نمىشود.
مسأله ١٣٣١- تا انسان قصد ماندن هميشگى در جايى كه غير وطن اصلى خودش است نداشته باشد وطن او حساب نمىشود مگر آن كه بدون قصد ماندن، آن قدر بماند كه مردم بگويند اينجا وطن اوست.
مسأله ١٣٣٢- كسى كه در دو محل زندگى مىكند، مثلًا شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر ديگر مىماند، هر دو وطن او است. و اگر بيشتر از دو محل را براى