رساله توضيح المسائل - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٨ - نماز مسافر
شرط هشتم: آن كه به حد ترخص برسد يعنى از وطنش يا جايى كه قصد كرده ده روز در آن جا بماند، بقدرى دور شود كه ديوار شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود ولى بايد در هوا غبار يا چيز ديگرى نباشد كه از ديدن ديوار و شنيدن اذان جلوگيرى كند و لازم نيست بقدرى دور شود كه منارهها و گنبدها را نبيند، يا ديوارها هيچ پيدا نباشد، بلكه همين قدر كه ديوارها كاملًا معلوم نباشد كافى است.
مسأله ١٣١٨- كسى كه به سفر مىرود اگر به جايى برسد كه اذان را نشنود ولى ديوار شهر را ببيند، يا ديوارها را نبيند و صداى اذان را بشنود چنانچه بخواهد در آنجا نماز بخواند، بنابر احتياط واجب بايد هم شكسته و هم تمام بخواند.
مسأله ١٣١٩- مسافرى كه به وطنش بر مىگردد، وقتى ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود، بايد نماز را تمام بخواند ولى مسافرى كه مىخواهد ده روز در محلى بماند، وقتى ديوار آنجا را ببيند و صداى اذانش را بشنود، بنابر احتياط واجب بايد نماز را تأخير بيندازد تا به منزل برسد، يا نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.
مسأله ١٣٢٠- هرگاه شهر در بلندى باشد كه از دور ديده شود، يا بقدرى گود باشد كه اگر انسان كمى دور شود ديوار آن را نبيند، كسى كه از آن شهر مسافرت مىكند، وقتى به اندازهاى دور شود كه اگر آن شهر در زمين هموار بود، ديوارش از آنجا ديده نمىشد، بايد نماز خود را شكسته بخواند. و نيز اگر پستى و بلندى خانهها بيشتر از معمول باشد، بايد ملاحظه معمول را بنمايد.
مسأله ١٣٢١- اگر از محلى مسافرت كند كه خانه و ديوار ندارد وقتى به جايى برسد كه اگر آن محل ديوار داشت از آنجا ديده نمىشد، بايد نماز را شكسته بخواند.
مسأله ١٣٢٢- اگر بقدرى دور شود كه نداند صدايى را كه مىشنود صداى اذان است يا صداى ديگرى، بايد نماز را شكسته بخواند. ولى اگر بفهمد اذان مىگويند و كلمات آن را تشخيص ندهد، بايد تمام بخواند.
مسأله ١٣٢٣- اگر بقدرى دور شود كه اذان خانهها را نشنود ولى اذان شهر را كه معمولًا در جاى بلند مىگويند بشنود، نبايد نماز را شكسته بخواند.
مسأله ١٣٢٤- اگر به جايى برسد كه اذان شهر را كه معمولًا در جاى بلند