صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٦ - پىنويسها
علامه بزرگوار در اين اثر گرانقدر، چهل كتاب براى حديث ثقلين از منابع مهم اهل تسنن به دست دادهاند. نيز آوردهاند كه ناقلين اين حديث شريف به ترتيب زمانى در اهل تسنن، در قرن دوم ١٦ نفر، در قرن سوم ٣٣ نفر، در قرن چهارم ٢١ نفر، در قرن پنجم و ششم هر يك ١٣ نفر، در قرن هفتم ١٦ نفر، در قرن هشتم ١٧ نفر، در قرن نهم ٥ نفر، در قرن دهم ١٨ نفر، در قرن يازدهم ١٠ نفر، در قرن دوازدهم ١٣ نفر و در قرن سيزدهم ١١ نفر بودهاند كه تمام ناقلين از بزرگان و كبار اهل سنت مىباشند.
علامه سيد هاشم بحرانى در «غاىْ المرام» در باب ٢٨ پيرامون حديث ثقلين، از طريق راويان و محدثين شيعه ٨٢ طريق براى اين حديث مىآورد.
بدين ترتيب اين حديث شريف با ٢٦٨ سند از معاريف شيعه و سنى نقل شده و در تواتر آن ترديدى نيست.
١٠- «كشف تام محمدى (ص)»
منظور از تنزل قرآن از مقام شامخ احديّت به كشف تامّ محمدى اين است كه قرآن كلام خداوند متعال است و بدون واسطه، انسانها استعداد و توان گرفتن پيام و كلام را ندارند بلكه به واسطه تنزل اين كلام از آن مقام ربوبى و تبلور آن در وجود اقدس احمدى- صلوات الله عليه- و جارى شدن كلمات بر زبان آن حضرت تعبير به كشف تامه شده است.
حضرت امام در تفسير سوره مباركه حمد فرمودهاند كه:
«انَّما يُعْرَفُ القُرْآنُ مَنْ خُوطِبَ بِه» قرآن را هم آنكه مخاطبش هست مىفهميده چيست و معلوم است كه «من خوطب به» قرآن را (مىفهمد) در آن مرتبهاى كه «نزل به الروح الأمين على قلبك- انّا انزلناه فى ليلْالقدر» را غير از خود او نمىتواند مشاهده كند. قضيه، قضيه ادراك عقلى نيست، قدم برهان نيست، قضيه مشاهده است، آن هم مشاهده غيبيّه مشاهده با چشم نيست، مشاهده با نفس نيست، مشاهده با عقل نيست، با عقل (هر كس) نيست. با آن قلبى (است) كه قلب عالم است، قلب نبىّ، مشاهده با آن است، او دريافته «انّما يعرف القرآن من خوطب به» ليكن نمىتواند بيان كند مگر در لفافه امثله و الفاظ ... (١)
قرآن الفاظ نيست، از مقوله چيزهاى سمعى و بصرى نيست، از مقوله الفاظ نيست، از مقوله اعراض نيست، ليكن متنزلش كردهاند براى ماها كه كور و كر هستيم، تا آنجايى كه بشود اين كور و كرها هم از آن استفادهاى بكنند. (٢)
(١)- تفسير سوره حمد (چاپ جامعه مدرسين): ص ٤٤ و ٤٥.
(٢)- همان. ص ٤٣ و ٤٤.
١١- حضرت آدم- عليه السلام- بنا به آيه شريفه «و علمَ آدم الاسمأ كلها» (سوره بقره، آيه ٣١) به تعليم الهى عالِم به اسمأ (حقايق عالم هستى) شد و مستحق و لايق خلافت خدايى گرديد.
منظور حضرت امام از وليده علم الاسمأ، انسان است كه همگى از فرزندان حضرت آدم- عليهالسلام- مىباشند.
١٢- «نهجالبلاغه»
نهجالبلاغه، كتابى است پر ارج كه پس از «قرآن مجيد» بهترين و مشهورترين كتاب دنيا، و آفتاب عالمتابى است كه در آسمان علم و ادب پرتوافكن مىباشد و اعجاب و شگفتى آن حتى بيگانگان از اسلام را برانگيخته است.
كتاب نهجالبلاغه، شامل خطبههاى اميرالمؤمنين و نامهها و كلمات قصار آن بزرگوار است كه به وسيله سيد شريف رضى جمعآورى شده است.
علامه سيد شريف رضى در مقدمه خويش بر نهجالبلاغه آوردهاند كه:
«سخنان آن حضرت متضمن عجايب بلاغت و شگفتيهاى فصاحت و گوهرهاى ادبيات عربى و مطالب روشنىبخش دينى و دنيوى است و اين همه امتيازات در هيچ كلامى جمع نشده و اينگونه سخنان جامع در هيچ كتابى گرد نيامده است، زيرا اميرالمؤمنين- عليهالسلام- يگانه سرچشمه و منبع فصاحت و منشأ و مأخذ بلاغت است كه رموز