صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٣ - پىنويسها
پىنويسها
آنچه كه در اين بخش آمده است توضيح واژهها و برخى از عبارات مندرج در وصيتنامه امام خمينى مىباشد كه در مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى نگارش يافته است:
١- «قال رسولالله ... حتى يردا علىّ الحوض»
رسول خدا- صلىالله عليه و آله و سلم- فرمود: من در ميان شما دو شئ گرانقدر به جا مىگذارم: كتاب خدا و خاندانم (مقصود حضرت على- عليهالسلام- و ائمه طاهرين- سلامالله عليهم- است كه در روايات ديگر تصريح شده
است) و اين دو از يكديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند (يعنى تا قيامت).
٢- «الحمد لله و سبحانك اللّهم صلّ على محمد و آله ...»
اين طلايه وصيتنامه سياسى- الهى است كه آن قبله عظماى اهل دل، وصيت جاودانه خويش را با چند جمله كوتاه آكنده از عاليترين مضامين معارف اسلامى آغاز كردهاند.
واژههاى خطبه اين وصيتنامه با درهم آميختن به نسبت مخصوص، نقش نوينى از معارف را به نمايش گذارده است كه بيت الغزل آن: «اسم مستأثر» خداوند متعال است: «سپاس و ستايش مخصوص خداست و تو پاك و منزه هستى، خدايا بر محمد و آل او درود فرست، آنان مظاهر جمال و جلال تو و گنجينههاى اسرار كتاب تو هستند كه در آن، احديت با تمامى اسمأ حتى اسم مستأثر كه غير تو كسى آن را نمىداند، تجلى كرده است و نفرين بر ستمگران، به ايشان كه اينان اصل و ريشه درخت پليدىاند».
حضرت امام در شرح دعاى سحر آوردهاند كه:
«بدان كه خدايت به اسم اعظم راهنمايت باد، و آنچه را كه نمىدانى تعليمت دهاد كه خداى تعالى را اسم اعظمى است كه هرگاه به آن نام خوانده شود، اگر بر درهاى بسته آسمان خوانده شود درهاى رحمت باز مىشود و اگر بر تنگناهاى درهاى زمين به آن نام خوانده شود درهاى فرج گشوده گردد، و اين نام اعظم را به حسب مقام الوهيت (اسم مستأثر) يك حقيقتى است و به حسب مقام مألوهيت حقيقتى ديگر و به حسب مقام لفظ و عبارت، حقيقتى سوم! اما اسماعظمى كه به حسب حقيقت غيبيّه است (اسم مستأثر)- و جز خدا هيچكس بدون استثنا از آن آگاهى ندارد- به همان اعتبارى كه از پيش گفتيم عبارت است از حرف هفتاد و سوم كه خداوند آن را براى خود نگاه داشته، چنانچه در روايت كافى است- در باب آنچه به ائمه دين- عليهمالسلام- از اسم اعظم عطا شده- سند به امام باقر (ع) مىرسد كه فرمود:
«همانا نام اعظم بر ٧٣ حرف است و از آن در نزد آصف يك حرف بود كه به آن يك حرف سخن گفت و زمينى را كه ميان او و تخت بلقيس بود درهم پيچيد و دست دراز كرد و تخت را با دست خود بر گرفت، سپس زمين به همان حالتى كه بود بازگشت و اين جريان در فاصلهاى كمتر از يك چشم به هم زدن اتفاق افتاد و از آن اسم اعظم ٧٢ حرف نزد ما است و يك حرف آن نزد خداى تعالى است كه آن را در عالم غيب براى خود اختصاص داده و حول و قوهاى نيست