صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٩ - وصيتنامه سياسى- الهى
خود و تودههاى ستمديده دست زديد؟ شما مىبينيد كه از اول پيدايش كمونيسم مدعيان آن ديكتاتورترين و قدرت طلب و انحصارطلبترين حكومتهاى جهان بوده و هستند. چه ملتهايى زير دست و پاى شوروى مدعى طرفدار تودهها خُرد شدند و از هستى ساقط گرديدند. ملت روسيه، مسلمانان و غير مسلمانان، تا كنون در زير فشار ديكتاتورى حزب كمونيست دست و پا مىزنند و از هر گونه آزادى محروم و در اختناق بالاتر از اختناقهاى ديكتاتورهاى جهان به سر مىبرند.
استالين، [١] كه يكى از چهرههاى به اصطلاح «درخشان» حزب بود، ورود و خروجش را و تشريفات آن و اشرافيت او را ديديم. اكنون كه شما فريب خوردگان در عشق آن رژيم جان مىدهيد، مردم مظلوم شوروى و ديگر اقمار او چون افغانستان از ستمگريهاى آنان جان مىسپارند، و آن گاه شما كه مدعى طرفدارى از خلق هستيد، بر اين خلق محروم در هر جا كه دستتان رسيده چه جناياتى انجام داديد و با اهالى شريف آمل [٢] كه آنان را به غلط طرفدار پر و پا قرص خود معرفى مىكرديد و عده بسيارى را به فريب به جنگ مردم و دولت فرستاديد و به كشتن داديد، چه جنايتها كه نكرديد. و شما «طرفدار خلق محروم» مىخواهيد خلق مظلوم و محروم ايران را به دست ديكتاتورى شوروى دهيد و چنين خيانتى را با سرپوش «فدايى خلق» و طرفدار محرومين در حال اجرا هستيد، منتها «حزب توده» و رفقاى آن با توطئه و زير ماسك طرفدارى از جمهورى اسلامى، و ديگر گروهها با اسلحه و ترور و انفجار.
من به شما احزاب و گروهها، چه آنان كه به چپگرايى معروف- گرچه بعضى شواهد و قرائن دلالت دارد كه اينان كمونيست امريكايى [٣] هستند- و چه آنان كه از غرب ارتزاق مىكنند و الهام مىگيرند و چه آنها كه با اسم «خودمختارى» و طرفدارى از كرد و بلوچ دست به اسلحه برده و مردم محروم كردستان و ديگر جاها را از هستى ساقط نموده و مانع از خدمتهاى فرهنگى و بهداشتى و اقتصادى و بازسازى دولت جمهورى در آن استانها مىشوند، مثل حزب
[١] «استالين»
ژوزف و سپاريونوويچ جوگاشويلى، معروف به استالين، ٢١ دسامبر ١٨٧٩ در گرجستان به دنيا آمد. از سن پانزده سالگى با مكتب ماركسيسم آشنا شد و از آن به بعد وارد فعاليتهاى سياسى شد و بارها به خاطر اين فعاليتها دستگير و زندانى شد.
در سال ١٩٠٧ ميلادى در كنفرانس سوسيال دموكراتهاى روسيه در لندن، لنين به او لقب استالين (پولاد به زبان روسى) داد.
سرقت ٣٤١٠٠٠ روبل از بانك تفليس در ٢٦ ژوئن ١٩٠٦ كه بزرگترين سرقت تاريخ تا آن وقت بود، او را قهرمان مشهورى در بين كمونيستها ساخت.
در سال ١٩١٢ ميلادى حزب بلشويك رسماً تشكيل شد و استالين به پيشنهاد لنين به عضويت در كميته مركزى آن درآمد و بعداً روزنامه «زوزدا» و سپس «پراودا» را منتشر ساخت. به دنبال پيروزى انقلاب اكتبر به سمت رئيس سازمان بازرسى حزب از سوى لنين انتخاب شد و در سال ١٩٢٢ ميلادى به دبير كلى حزب رسيد و تشكيلات آن را قبضه كرد.
لنين در ٢١ ژانويه ١٩٢٤ در گذشت و وصيتنامه او كه حاوى اظهار عدم رضايت وى از استالين بود، به همراه مقالات تند وى عليه استالين، توسط بيوه لنين در اختيار «كامنف» قرار گرفت و او نيز در اختيار دفتر سياسى حزب قرار داد كه اين امر خشم استالين را برانگيخته و مقدمهاى براى تصفيههاى خونين بعدى وى گرديد. در دسامبر ١٩٢٧ در كنگره پانزدهم حزب با سخنرانى هفت ساعته استالين آهنگ تسريع در پيشرفت كمونيسم تصويب شد كه اشتراكى كردن كشاورزى از پيامدهاى آن بود كه منجر به قتل ده ميليون كولاك يا كشاورزان مرفه دوران استوليپين (از نخست وزيران مقتدر دوران تزارى) گرديد. بعداً استالين تصفيههاى خونينى را تا سال ١٩٣٩ ميلادى به راه انداخت كه تنها در سال ١٩٣٥ ميلادى ٥٣٦٥٠٠ نفر كشته شدند. با وقوع جنگ دوم جهانى و اشغال لهستان، ليتوانى، لتونى و استونى استالين شوروى را به سوى يك قدرت جهانى پيش برد.
بالاخره اين ديكتاتور بزرگ تاريخ در روز پنجم مارس ١٩٥٣ به صورت مشكوكى درگذشت و حكومت سى ساله خفقان، ترور و كشتار وى پايان يافت
[٢] «حادثه آمل»
حادثه آمل به دنبال اعلام مبارزه مسلحانه مخالفين نظام نوپاى اسلامى در تاريخ ٣٠ خرداد ١٣٦٠، به وقوع پيوست. اتحاديه كمونيستهاى ايران كه متشكل از ماركسيست- لنينيستهاى چپ بودند با ارزيابى موقعيتهاى جغرافيايى، جنگلهاى آمل را مناسب براى عمليات چريكى تشخيص دادند و در آنجا استقرار يافتند. تصور واهى اتحاديه بر اين بود كه به خاطر وضعيت اجتماعى منطقه آمل و بافت دهقانى جمعيّتِ اطراف آن، در صورت حمله به شهر، مقاومت پراكنده نيروهاى انقلاب بسرعت سركوب مىشود و در مرحله دوم پس از قطع خطوط ارتباطى و تقويت نيروهاى مخالف داخل شهر، ديگر مناطق مازندران به تصرف نيروهاى اتحاديه درآمده و پس از آن آحاد مردم در يك زنجيره متشكل در سراسر ايران بپا مىخيزند و رژيم جمهورى اسلامى را ساقط مىكنند.
حمله آنها شب ششم بهمن آغاز شد. آنها به دو گروه تقسيم شدند.
گروه اول وارد شهر شده و به گشت زنى پرداختند و هر كس را به اصطلاح حزب اللهى و پاسدار تشخيص مىدادند ترور مىكردند. آنها سپس به كميته انقلاب اسلامى شهر حمله بردند. مردم آمل كه با صداى تيراندازى به خيابانها آمده و متوجه وقايع شده بودند، آماده مقابله گرديدند. صبح روز ششم بهمن حماسه مردم آغاز شد و مردم آمل با سنگربندى در شهر و مقابله با نيروهاى اتحاديه آرايش آنها را برهم زدند. در نتيجه نيروهاى اتحاديه كه ايمان و مقاومت مردمى را در برنامه خود لحاظ نكرده بودند به گروههاى كوچكترى تقسيم شدند ولى بر اثر شدت مقابله مردمى، ارتباط آنها از هم قطع و بالاخره تا غروب همان روز تارومار شدند. در اين واقعه ٣٤ نفر از كمونيستها كشته و چند تن زخمى و سى نفر دستگير شدند و از مردم شريف آمل نيز چهل نفر به شهادت رسيدند
[٣] «كمونيست امريكايى»
اصطلاح كمونيست امريكايى، در رابطه با عملكرد بعضى از احزاب چپ در كشورهاى جهان و خصوصاً كشورهاى اسلامى است. اين احزاب در حالى كه در ظاهر اعتقاد به اصول و مبانى كمونيسم دارند ولى در موضعگيريها و عملكردهاى خويش در راستاى سياستهاى غرب قرار دارند.
مانند بسيارى از احزاب كمونيستى ايران، نظير پيكار، كومله، دموكرات كه همسو با سياستهاى سازمان سيا در براندازى جمهورى اسلامى ايران تلاش كردند و از كمكهاى مالى استكبار برخوردار بودند و در يك بررسى عميقتر مىتوان گفت به طور كلى رودررويى كمونيستها با نهضت اسلامخواهى در ممالك اسلامى بويژه ايران، قطع نظر از شعارها، نوع روابط و وابستگى احزاب كمونيستى به كشورهاى عضو بلوك كمونيسم در گذشته، همواره در راستاى منافع و هماهنگ با سياستهاى خصمانه غرب و امريكا عليه انقلاب اسلامى قرار داشته است.