صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٢ - وصيتنامه سياسى- الهى
مستكبران و ستمگران باز مىكنيد. آيا بهتر نيست كه با فكر و قلم و بيان خود دولت و مجلس و ملت را راهنمايى براى حفظ ميهن خود نماييد؟ آيا سزاوار نيست كه به اين ملت مظلوم محروم كمك كنيد و با يارى خود حكومت اسلامى را استقرار دهيد؟ آيا اين مجلس و رئيس جمهور و دولت و قوه قضايى را از آنچه در زمان رژيم سابق بود بدتر مىدانيد؟ آيا از ياد بردهايد ستمهايى كه آن رژيم لعنتى بر اين ملت مظلوم بىپناه روا مىداشت؟ آيا نمىدانيد كه كشور اسلامى در آن زمان يك پايگاه نظامى براى امريكا بود و با آن عمل يك مستعمره مىكردند و از مجلس تا دولت و قواى نظامى در قبضه آنان بود و مستشاران و صنعتگران و متخصصان آنان با اين ملت و ذخائر آن چه مىكردند؟
آيا اشاعه فحشا در سراسر كشور و مراكز فساد، از عشرتكدهها و قمارخانهها و ميخانهها و مغازههاى مشروب فروشى و سينماها و ديگر مراكز كه هر يك براى تباه كردن نسل جوان عاملى بزرگ بود، از خاطرتان محو شده؟ آيا رسانههاى گروهى و مجلات سراسر فسادانگيز و روزنامههاى آن رژيم را به دست فراموشى سپردهايد؟ و اكنون كه از آن بازارهاى فساد اثرى نيست، براى آنكه در چند دادگاه، يا چند جوان كه شايد اكثر از گروههاى منحرف نفوذ كرده و براى بدنام نمودن اسلام و جمهورى اسلامى كارهاى انحرافى انجام مىدهند، و كشتن عدهاى كه مفسد فى الارض هستند و قيام بر ضد اسلام و جمهورى اسلامى مىكنند شما را به فرياد درآورده، و با كسانى كه با صراحت اسلام را محكوم مىكنند و بر ضد آن قيام مسلحانه يا قيام با قلم و زبان كه أسفناكتر از قيام مسلحانه است، نمودهاند پيوند مىكنيد و دست برادرى مىدهيد؛ و آنان را كه خداوند مهدور الدم فرموده نور چشم مىخوانيد، و در كنار بازيگرانى كه فاجعه چهارده اسفند [١] را برپا كردند و جوانان بيگناه را با ضرب و شتم كوبيدند نشسته و تماشاگر معركه مىشويد، يك عمل اسلامى و اخلاقى است! و عمل دولت و قوه قضاييه كه معاندين و منحرفين و ملحدين را به جزاى اعمال خويش
[١] «فاجعه ١٤ اسفند»
فاجعه ١٤ اسفند ماه ١٣٥٩ تلاشى بود كه از سوى عناصر وابسته و سازشكار براى بازگرداندن مسير انقلاب به سوى يك رژيم مورد پسند غرب صورت گرفت.
در اين روز بنى صدر رئيس جمهور اسبق و مخلوع با اعلام برگزارى مراسم بزرگداشت سالگرد درگذشت دكتر مصدق در دانشگاه تهران كه از سوى گروهها و جمعيتهاى معارض حمايت مىشد با سخنرانى تحريكآميز خود، سعى در اغواى مردم و انزواى نيروهاى انقلابى داشت. اين مراسم كه از ساعت ٤٠: ١٥ دقيقه آغاز گشته بود منجر به درگيرى بين شركت كنندگان در مراسم و مخالفين آنها گرديد.
در جريان درگيرى بنى صدر با سخنان تحريكآميز، هيجان جمعيت را بيشتر مىكرد و گارد مخصوص او به همراه ميليشياى منافقين خلق شروع به ضرب و جرح مخالفين نمودند. در اين حادثه تعداد زيادى از مردم كه در دانشگاه و بيرون دانشگاه به حمايت از آرمانهاى انقلاب اسلامى شعار مىدادند، به دستور بنى صدر مورد تهاجم قرار گرفته و تعداد زيادى زخمى شدند.
حادثه ١٤ اسفند نقطه عطفى بود كه صفبندى نيروهاى انقلابى به رهبرى امام خمينى با خطوط انحرافى را عميقتر و آشكارتر كرد و همين حادثه و اعمال بعدى بنى صدر، موجبات جدايى كامل او را از ملت و نهايتاً پناه بردن علنى او به منافقين و سقوط و فرار وى را فراهم ساخت.