صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦١ - پىنويسها
مىشود «حكم اولى» نام دارد.
ب) حالت دوم «عنوان» در صورتى كه براى وى وصف و حالت جديدى مثل اضطرار، اكراه، حرج، ضرر، فساد و ... حاصل شود كه در آن صورت حكم آن «ثانوى» ناميده مىشود. مثلًا خوردن گوشت مردار به عنوان اوّلى حرام است ولى اگر شخصى در حالت اضطرار قرار گرفت خوردن آن جايز است.
(اصطلاحات الاصول، تأليف آيتالله على مشكينى، ص ١٢٤)
٢٤- «ملىگرايى»
تمايلات ملى به طور مطلق مطرود و نادرست نيست، بلكه آن نوع گرايشات ناسيوناليستى كه باعث جدا ساختن نژادها و مليتها از يكديگر و ايجاد تفرقه و چند دستگى است مطرود مىباشد، بديهى است كه اگر مليگرايى در حد يك احساس ساده دوستى نسبت به آب و خاك و وطن و ملت خلاصه شود و به صورت يك بت مورد پرستش واقع نشود و همه حقايق الهى فداى آن نگردد، چيز مذمومى نخواهد بود ولى اگر بنا باشد اين احساسات جايگزين حقايق و ارزشهاى انسانى و اسلامى شده و به عنوان يك ارزش والا مورد توجه و عنايت مفرط قرار گيرد و به صورت يك مكتب و مسلك درآيد، جز گمراهى و شرك و فساد به بار نخواهد آورد و اسلام با چنين گرايشاتى بشدت مبارزه مىكند.
(خدمات متقابل ايران و اسلام) استاد شهيد مرتضى مطهرى- رحمْالله عليه- در اينباره مىنويسد: «ناسيوناليسم آنگاه عقلًا محكوم است كه جنبه منفى به خود مىگيرد يعنى افراد را تحت عنوان مليتهاى مختلف از يكديگر جدا مىكند، روابط خصمانهاى ميان آنها به وجود مىآورد و حقوق واقعى ديگران را ناديده مىگيرد ...» حضرت امام- سلامالله عليه- مكرر خطر مليگرايى و گرايشات ناسيوناليستى را گوشزد نموده، آن را عامل تفرقه و جدايى بين ملتها و سدى براى پيشرفت اسلام معرفى كردهاند: «... با دست حكومتهاى فاسد اين نژادپرستيها و گروهپرستيها در بين مسلمين رشد كرده عربها را در مقابل عجمها، عجمها را در مقابل عربها و تركها، و تركها را در مقابل ديگران قرار دادند و همه نژادها را در مقابل هم. اينكه من مكرر عرض مىكنم اين مليگرايى اساس بدبختى مسلمين است براى اين است كه اين مليگرايى ملت ايران را در مقابل ساير ملتهاى مسلمين قرار مىدهد و ملت عراق را در مقابل ديگران و ملت كذا در مقابل كذا، اينها نقشههايى است كه مستكبرين كشيدند كه مسلمين با هم مجتمع نباشند ...».
٢٥- «حدود و تعزيرات»
حدود جمع حد و در لغت به معنى منع، كناره فاصله بين دو چيز و انتهاى هر چيزى است. تعزيرات جمع تعزير و در لغت به معناى نكوهش كردن و ملامت كردن است. در تعريف اصطلاحى حد و تعزير، محقق حلّى مىفرمايد: كلُّ مالَهُ عقوبْ مقدرْ يسمّى «حداً» وَ ما لَيْسَ كَذلِكَ يُسمّى تعزيراً.
حدّ: هرگاه در شرع مقدس براى تخلفى، مجازات معينى قرار داده شده باشد آن را «حد» گويند مثل مجازات دزدى و آدمكشى .... تعزير: و هرگاه براى تخلفى مجازات معينى مشخص نشده باشد آن را «تعزير» مىگويند و تعيين مقدار آن بر عهده قاضى و حاكم شرع است.
(شرح لمعه، شهيد ثانى، كتاب الحدود و التعزيرات) (شرايع، محقق حلى، كتاب الحدود و التعزيرات)
٢٦- «يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مالَكُم اذا قيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فى سَبيلِالله اثَّاقَلْتُمْ الَى الارْضِ ارَضيتُمْ بِالْحَيوِ الدُّنْيا مِنَ الَّاخِرِ فَما مَتاعُ الْحَيوِ الدُّنْيا فِى الَّاخِرِ الّاضض قليلٌ».
اى كسانى كه ايمان آوردهايد چرا هنگامى كه به شما گفته مىشود به سوى جهاد در راه خدا حركت كنيد بر زمين