صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٥ - وصيتنامه سياسى- الهى
يك يا چند نفر شياد كه با آگاهى بر علوم اسلامى و جا زدن خود را در بين تودهها و قشرهاى مردم پاكدل و علاقهمند نمودن آنان را به خويش و ضربه مهلك زدن به حوزههاى اسلامى و اسلام عزيز و كشور در موقع مناسب مىباشد. و مىدانيم كه قدرتهاى بزرگ چپاولگر در ميان جامعهها افرادى به صورتهاى مختلف از مليگراها و روشنفكران مصنوعى و روحانى نمايان كه اگر مجال يابند از همه پرخطرتر و آسيب رسانترند ذخيره دارند كه گاهى سى- چهل سال با مشى اسلامى و مقدس مآبى يا «پانايرانيسم» و وطنپرستى و حيلههاى ديگر، با صبر و بردبارى در ميان ملتها زيست مىكنند و در موقع مناسب مأموريت خود را انجام مىدهند. و ملت عزيز ما در اين مدت كوتاه پس از پيروزى انقلاب نمونههايى از قبيل «مجاهد خلق» و «فدايى خلق» [١] و «تودهاى» ها [٢] و ديگر عناوين ديدهاند، و لازم است همه با هوشيارى اين قسم توطئه را خنثى نمايند و از همه لازمتر حوزههاى علميه است كه تنظيم و تصفيه آن با مدرسين محترم و افاضل سابقهدار است با تأييد مراجع وقت. و شايد تز «نظم در بىنظمى» است از القائات شوم همين نقشهريزان و توطئه گران باشد.
در هر صورت وصيت اين جانب آن است كه در همه اعصار خصوصاً در عصر حاضر كه نقشهها و توطئهها سرعت و قوّت گرفته است، قيام براى نظام دادن به حوزهها لازم و ضرورى است؛ كه علما و مدرسين و افاضل عظيم الشأن صرف وقت نموده و با برنامه دقيق صحيح حوزهها را و خصوصاً حوزه علميه قم و ساير حوزههاى بزرگ و با اهميت را در اين مقطع از زمان از آسيب حفظ نمايند.
و لازم است علما و مدرسين محترم نگذارند در درسهايى كه مربوط به فقاهت است و حوزههاى فقهى و اصولى از طريقه مشايخ معظم كه تنها راه براى حفظ فقه اسلامى است منحرف شوند، و كوشش نمايند كه هر روز بر دقتها و بحث و نظرها و ابتكار و تحقيقها افزوده شود؛ و فقه سنتى كه ارث سلف صالح است و انحراف از آن سست شدن اركان تحقيق و تدقيق است، محفوظ بماند و
[١] «سازمان چريكهاى فدايى خلق»
سازمان كمونيستى چريكهاى فدايى خلق در سال ١٣٤٩ ه. ش. توسط جوانانى كه از سياستهاى حزب توده وابسته به شوروى ناراضى بودند تشكيل گرديد و سلسله جبال البرز بخصوص جنگل سياهكل را به عنوان مركز عملياتى انتخاب و دست به تحريك روستاييان منطقه عليه رژيم زدند كه با تلاش رژيم شاه اين سازمان در اوايل سال ١٣٥٤ و ماههاى ارديبهشت و خرداد ١٣٥٥ شكست سختى را متحمل شد و از هم پاشيد. پس از اين شكست جز چند ترور و درگيرى با نيروهاى پليس فعاليتى از آنان ديده نشد. با آغاز انقلاب اسلامى، و ايجاد فضاى مناسب، سازمان دست به تجديد تشكيلات زد و از اوايل سال ١٣٥٧ مبارزاتش را بر عليه ارتش و نيروهاى انقلابى افزايش داد. كه در مقايسه با امواج توفنده و خروشان مردم كه در سايه رهنمودهاى پيشوا و منجى خويش، حضرت امام خمينى، پايههاى ستم را به لرزه درآورده بودند، به حساب نمىآمدند. با پيروزى انقلاب اسلامى، اين سازمان با وجود نداشتن پايگاه مردمى، بر اصول و مرام وارداتى خود پاى مىفشرد لذا همگام با استكبار جهانى به ضديت با انقلاب اسلامى پرداخت و دست به ترور افرادى عادى و نيروهاى مذهبى زد، با كشف پايگاهها و خانههاى تيمى آنان، سازمان به دو شاخه اقليت و اكثريت تقسيم شد. كه «اكثريت» هماهنگ با مواضع حزب توده، اصل را بر مذاكره سياسى به جهت كسب وجهه قرار دادند و «اقليت» بر مبارزه مسلحانه پاى فشرده و كردستان را جهت تداوم عمليات انتخاب كردند. سرانجام با تلاش پيشمرگان مسلمان كرد و نيروهاى مدافع انقلاب، آنان منطقه را ترك و به خارج از كشور گريختند
[٢] «حزب توده»
حزب توده در سال ١٣٢٠ ه. ش. بر بقاياى حزب عدالت كه در سال ١٢٩٩ ه. ش. پس از ورود ارتش سرخ به رشت ايجاد شده بود، تشكيل گرديد. به دنبال سياستى كه قوام السلطنه براى تخليه ايران در پيش گرفته بود سه وزير كمونيست وارد كابينه او شدند. با خروج قواى روس و شكست فرقه دموكرات آذربايجان و انشعابى كه در داخل حزب در سال ١٣٢٦ ه. ش. روى داد عدهاى از اعضا، تز استقلال حزب از شوروى را مطرح ساختند. در بهمن سال ١٣٢٧ بدنبال سوء قصد به جان شاه، كه ضارب تودهاى شناخته شد، حكومت نظامى اعلام و اعضاى حزب دستگير و حزب غير قانونى و منحل گرديد. در سال ١٣٢٨ ه. ش. حزب با اعلام ماركسيسم- لنينيسم به عنوان مرام حزبى، رويّه خود را كاملًا آشكار ساخت. با آغاز جنبش ملى شدن صنعت نفت حزب توده با دو جناح كيانورى- قاسمى شكل گرفت كه بعدها با سكوت در قبال كودتاى ٢٨ مرداد ٣٢ و فعاليتهاى پشت پرده نقش مهمى در سقوط مصدق داشت. در مرداد ماه ١٣٣٣ با دستگيرى افسران شبكه نظامى و ساير شبكههاى حزب توسط رژيم شاه، عده زيادى، از سوابق حزبى خود ابراز انزجار كردند و به همكارى با رژيم شاه و سازمان امنيت آن دست يازيدند. در دهمين كنگره حزب در اوايل دهه پنجاه، حزب به تعريف و تمجيد از رژيم و رويگردانى از مبارزه پرداخت. در سالهاى ٥٠ تا ٥٦ ه. ش. كه روحانيت با شيوههاى نوينى مبارزه را آغاز كرده بود، حزب به تجديد سازمان پرداخت و پس از پيروزى انقلاب اسلامى، حزبْ پلنوم شانزدهم خود را در تهران برگزار و پشتيبانى خود را از جمهورى اسلامى اعلام كرد. هدف حزب پس از انقلاب اسلامى اين بود كه بتدريج جاى پايى در بين نيروهاى انقلابى باز كرده و در اركان اقتصادى و فرهنگى كشور نفوذ نمايند. سرانجام با دستگيرى رهبران و كادرهاى اصلى حزب توده، سيل اعترافات و تنقرنامهها آغاز شد و با اعترافات طولانى و گسترده افرادى چون كيانورى و طبرى به جاسوسى و تلاش جهت نابودى نظام، ماهيت اين حزب بر همگان آشكار و به عمر سراسر خيانت ٤٢ ساله حزب توده در ايران پايان داده شد.