صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٣ - پيام به آقاى ميخائيل گورباچف (دعوت به اسلام و پيشبينى شكست كمونيسم)
بخصوص فلاسفه اسلامى، بيندازم. فقط به يكى- دو مثال ساده و فطرى و وجدانى كه سياسيون هم مىتوانند از آن بهرهاى ببرند بسنده مىكنم. اين از بديهيات است كه ماده و جسم هر چه باشد از خود بيخبر است. يك مجسمه سنگى يا مجسمه مادى انسان هر طرف آن از طرف ديگرش محجوب است. در صورتى كه به عيان مىبينيم كه انسان و حيوان از همه اطراف خود آگاه است. مىداند كجاست؛ در محيطش چه مىگذرد؛ در جهان چه غوغايى است. پس، در حيوان و انسان چيز ديگرى است كه فوق ماده است و از عالم ماده جدا است و با مردن ماده نمىميرد و باقى است. انسان در فطرت خود هر كمالى را به طور مطلق مىخواهد. و شما خوب مىدانيد كه انسان مىخواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هيچ قدرتى كه ناقص است دل نبسته است. اگر عالم را در اختيار داشته باشد و گفته شود جهان ديگرى هم هست، فطرتاً مايل است آن جهان را هم در اختيار داشته باشد. انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم ديگرى هم هست، فطرتاً مايل است آن علوم را هم بياموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق بايد باشد تا آدمى دل به آن ببندد. آن خداوند متعال است كه همه به آن متوجهيم، گرچه خود ندانيم. انسان مىخواهد به «حق مطلق» برسد تا فانى در خدا شود. اصولًا اشتياق به زندگى ابدى در نهاد هر انسانى نشانه وجود جهان جاويد و مصون از مرگ است. اگر جنابعالى ميل داشته باشيد در اين زمينهها تحقيق كنيد، مىتوانيد دستور دهيد كه صاحبان اين گونه علوم علاوه بر كتب فلاسفه غرب در اين زمينه، به نوشتههاى فارابى [١] و بو على سينا [٢]- رحمة اللَّه
[١] ابو نصر محمد بن محمد الفارابي (فوت ٣٣٩ ه. ق.) از بزرگترين فيلسوفان ايرانى وى در شهر فاراب ما وراء النهر متولد شده است. بعضى نژاد او را از تركان و بيشتر از ايران مىدانند. فارابى از ما وراء النهر به بغداد رفت و در آنجا به تحصيل زبان عربى پرداخت و علوم فلسفى را نيز همان جا فرا گرفت و كتابهاى ارسطو را مطالعه كرد. پس از آن به حلب و دمشق رفت و به خدمت سيف الدوله ابو الحسن على بن عبد اللَّه بن حمدان رسيد و همچنان در دمشق ماند و به تأليف پرداخت. فارابى به سبب شرحهايى كه بر آثار ارسطو نوشته است به «المعلم الثانى» مشهور شده است و مقام او را بعد از ارسطو قرار دادهاند. فارابى در همه علوم عهد خود استاد و صاحب تأليف است. در رياضيات و موسيقى و طب اطلاعات بسيار داشته است و از آثار او شرحهايى است كه بر «انالوطيقا» ى اول و ثانى و «سوفسطيقا» و «بوطيقا» ى ارسطو نوشته است. در علم النفس، كتاب النفس اسكندر الامروديسى و در علوم، السماع الطبيعى و الاثار العلوية و السماء و العالم و كتاب الحروف ارسطو و المجسطى بطلميوس را تفسير كرده است. از كتابهاى ديگر او: رسالة فى مبادى آراء- اهل المدينة الفاضلة، فصوص الحكم، الجمع بين رأى الحكيمين افلاطون الالهى و ارسطوطاليس. فارابى كوشيده است كه در اين كتاب، بين عقايد افلاطون و ارسطو التيام دهد. عقايد فارابى در فيلسوفان بعد از او اثر فراوان داشته است
[٢] شيخ الرئيس ابو على حسين بن عبد اللَّه سينا (فوت ٤٢٨ ه. ق.) پزشك و فيلسوف و نويسنده ايرانى كه مقام وزارت داشت و از بزرگترين حكيمان و عالمان جهان به شمار مىآيد. سينا آثار متعددى دارد و در حدود ٢٤٠ كتاب و رساله از او نام مىبرند كه بسيارى از آنها به زبانهاى مختلف ترجمه شده است. از معروفترين آثار او، كتاب شفا، قانون، اشارات، نجات و دانشنامه علايى است. ابو على در علوم حكمت و فلسفه و طب و رياضى استادى داشت.