صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٥ - پيام به آقاى ميخائيل گورباچف (دعوت به اسلام و پيشبينى شكست كمونيسم)
حقيقت علم همانا وجودى است مجرد از ماده، و هر گونه انديشه از ماده منزه است و به احكام ماده محكوم نخواهد شد.
ديگر شما را خسته نمىكنم و از كتب عرفا و بخصوص محيى الدين ابن عربى [١] نام نمىبرم؛ كه اگر خواستيد از مباحث اين بزرگمرد مطلع گرديد، تنى چند از خبرگان تيزهوش خود را كه در اين گونه مسائل قوياً دست دارند، راهى قم گردانيد، تا پس از چند سالى با توكل به خدا از عمق لطيف باريكتر ز موى منازل معرفت آگاه گردند، كه بدون اين سفر آگاهى از آن امكان ندارد.
جناب آقاى گورباچف، اكنون بعد از ذكر اين مسائل و مقدمات، از شما مىخواهم درباره اسلام به صورت جدى تحقيق و تفحص كنيد. و اين نه به خاطر نياز اسلام و مسلمين به شما، كه به جهت ارزشهاى والا و جهان شمول اسلام است كه مىتواند وسيله راحتى و نجات همه ملتها باشد و گره مشكلات اساسى بشريت را باز نمايد. نگرش جدى به اسلام ممكن است شما را براى هميشه از مسأله افغانستان و مسائلى از اين قبيل در جهان نجات دهد. ما مسلمانان جهان را مانند مسلمانان كشور خود دانسته و هميشه خود را در سرنوشت آنان شريك مىدانيم. با آزادى نسبى مراسم مذهبى در بعضى از جمهوريهاى شوروى، نشان داديد كه ديگر اين گونه فكر نمىكنيد كه مذهب مخدر جامعه است. [٢] راستى مذهبى كه ايران را در مقابل ابرقدرتها چون كوه استوار كرده است مخدر جامعه است؟ آيا مذهبى كه طالب اجراى عدالت در جهان و خواهان آزادى انسان از قيود مادى و معنوى است مخدر جامعه است؟ آرى، مذهبى كه وسيله شود تا سرمايههاى مادى و معنوى كشورهاى اسلامى و غير اسلامى، در اختيار ابرقدرتها و قدرتها قرار گيرد و بر سر مردم فرياد كشد كه دين از سياست جدا است مخدر جامعه است. ولى اين ديگر مذهب
[١] محيى الدين بن عربى يكى از بزرگترين حكما و فلاسفه اسلامى كه آثار او به عنوان مأخذ و منبع، مورد استفاده فلاسفه و حكماى بعد از او قرار گرفته است
[٢] لنين، پايه گذار كمونيسم در اتحاد جماهير شوروى، دين را افيون جامعه مىدانست كه بعداً اين نظريه حتى از سوى خود كمونيستها نيز باطل اعلام گرديد.