پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢ - مشکلات امیرالمؤمنین
شعارش یک آیه قرآن است:
وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیهِ سُلْطاناً فَلا یسْرِفْ فِی الْقَتْلِ [١]، این مردی که به قول امیرالمؤمنین- که امروز تاریخ هم صددرصد تأکید میکند- خودش بیش از هر کس دیگری در قتل عثمان دخالت داشت.
موجبات قتل عثمان را معاویه و خود امویها فراهم کردند برای اینکه از قتل عثمان بهرهبرداری کنند. عثمان خودش اموی است. فکر کردند تا حالا از زنده عثمان بهرهبرداری میکردند اکنون نوبت این است که از مرده عثمان بهرهبرداری کنند. خودشان بیشتر کوشش کردند تا موجبات قتل عثمان فراهم بیاید یعنی کوشش میکردند اسباب نارضایی فراهم کنند تا [مردم] بریزند و عثمان را بکشند. عثمان از معاویه استمداد کرد. معاویه لشگر فرستاد ولی دستور داد در نزدیکیهای مدینه در فلان نقطه توقف کنید و به مدینه نروید و اگر به چشم خودتان دیدید عثمان را دارند میکشند تا من دستور ندادهام اقدام نکنید. مخصوصاً گفت مبادا تحت تأثیر احساسات خودتان قرار بگیرید، ببینید دستور من چیست. مأمورین خودش را فرستاد داخل خانه عثمان که همان ساعتی که عثمان را کشتند شما پیراهن عثمان را و هرچه که میتوان از آن استفاده کرد بردارید بیاورید. تعجب است! انسان میگوید پیراهن عثمان در شام به دست معاویه چه میکند؟! این یک امر تصادفی و اتفاقی نبود، یک امر پیشبینی شده بود. عثمان زنی دارد به نام نائله که اتفاقاً این زن نصایح خوبی به عثمان کرد. به او میگفت تو حرف علی را بشنو، علی را دشمن خودت خیال نکن. علی هرچه که میگوید حقیقت را میگوید، خیر تو را میگوید و خیر مسلمین را، حرف مروان را گوش نکن، ولی او حرف مروان
[١]. اسراء/ ٣٣.