پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢١ - شهادت امام حسین علیه السلام
اسلام نمی خواهد کثیر الشک ، کثیر الشک بماند.
وسواسی ها زیاد هستند. بعضی در طهارت و نجاست وسواس پیدا می کنند، دائماً شک می کنند. برخی در قرائت وسواس پیدا می کنند، پی در پی شک می کنند، ده دفعه می گوید: وَلا الًضالین باز هم شک می کند که درست گفته یا درست نگفته است. در طلبه ها وسواسی زیاد پیدا می شود. معمولاً افرادی که سرگرمی فکری زیاد دارند یعنی خیلی فکر می کنند و فکرشان خسته می شود، اگر توجه به مسائل مذهبی داشته باشند، فکرهای خسته خیلی آماده وسواسی شدن است. من وسواسی های عجیبی را دیده ام که اصلاً انسان باور نمی کند. مثلاً زیر آب می رود، خیلی هم می رود، باز شک می کند که سرش زیر آب رفته یا نرفته. و واقعاً حقیقت است اینکه فردی از وسواسی ها در آن خزینه های قدیم آن قدر زیر آب می رفت که سرش به کف خزینه می خورد، باز هم شک می کرد که سرش زیر آب رفته یا نرفته!
یک وسواسی بود که به کمتر کسی اعتماد می کرد ولی به حرف من اعتماد می کرد. مسائل را خودش در رساله می خواند ولی تا نمی پرسید باور نمی کرد. گاهی با یک سوالات عجیب و احیاناً مضحکی مواجه می شدم. در نماز جماعت رکعت اول، هر دو سجود را بجا آورده و بلند شده بودند. این شخص وقتی که بلند شده بود- فکرهایی که برای وسواسی ها پیدا می شود- پیشانی اش خورده بود به پشت کسی که در صف جلو بود، می گفت نماز من باطل شد؟ می گفتم چرا نمازت باطل شد؟ می گفت این سجده اضافی است! سجده اضافی کجا این کجا؟! و امثال این ها.
این بیماری است و بیماریی است که از نوع بی عقلی است یعنی عقل انسان ضعیف است. تا عقل و فکر انسان ضعیف نباشد این جور نمی شود. چاره اش چیست؟ چاره وسواسی اعتنا نکردن است. دستور اسلام هم این