پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٣ - شعارهای ما در مسئله معاد
شدن، از خانهای به خانهای رفتن، از نشئهای به نشئه دیگر منتقل شدن. این دیگر تردید ندارد. ما نمیتوانیم مسلمان باشیم ولی درباره مردن، مادی و مثل مادّیون فکر کنیم. اگر ما کوچکترین تردیدی در اصل معاد داشته باشیم نمیتوانیم خودمان را مسلمان اعلام بکنیم. بنابراین ما یک سلسله مسائل داریم که در واقع به منزله شعارهای ماست در مسئله معاد. اینها باید در گفتار ما، در اعمال ما، در نوشتههای ما نمایان باشد که من معتقد به قیامتم، معتقد به روز جزا هستم، معتقد به جاودانگی و ابدیت هستم، من معتقدم که من و هیچ انسانی معدوم نمیشود بلکه معتقدم تمام این عالم از این نشئهای که دارد یکمرتبه برمیگردد به نشئه دیگر و تمام عالم چهره دیگر پیدا میکند. یوْمَ تُبَدَّلُ الْارْضُ غَیرَ الْارْضِ وَ السَّمواتُ وَ بَرَزوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهّارِ [١].
مثلًا ما میخواهیم در روزنامه اعلام ختم بکنیم؛ میخواهیم به دوست خودمان که پدر یا برادر یا همسرش از دست رفته است تسلیت بگوییم. ما باید در اعلام ختم خودمان این شعار را که من به قیامت معتقدم، حفظ کنیم. در تسلیت خودمان باید اعلام بکنیم من معتقد به قیامتم. یک مسلمان در شعار تسلیت خودش در روزنامه نمینویسد: «ما هم با تو در این غم شریکیم». «ما هم با تو در این غم شریکیم» یعنی چه؟! اولًا غالباً یک دروغ است. گفتند مرحوم آیتاللَّه حاج آقا حسین قمی رضواناللَّه علیه که بسیار مقید بود در الفاظ خودش حتی یک مبالغه هم نباشد قرار بود یک تلگراف تسلیتی به شخصی بدهد. در صورتی که به ایشان دادند امضا کنند نوشته بود: با کمال تأسف- مثلًا- مصیبت وارده را تسلیت میگوییم. ایشان گفت:
نه، چون من کمال تأسف ندارم، چرا
[١]. ابراهیم/ ٤٨.