پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢ - اسلام مبانی آزادی را تأمین کرد
بگویید علی، حداکثر به من بگویید یا امیرالمؤمنین، دیگر بیش از این حاضر نیستم برای من لقب بتراشید. با من با تعارف حرف نزنید: وَ لاتُخالِطونی بِالْمُصانَعَةِ [١]. از من تمجید نکنید، مدح نکنید، ثنا نگویید که خدا خودش میداند من از ثنا شنیدن خوشم نمیآید. در مقابل، اگر انتقاد و اعتراضی به نظرتان میرسد به من بگویید.
در یکی از نامههایی که در نهجالبلاغه هست سید رضی اینطور نوشته است که در جنگ جمل، زمانی که علی علیه السلام از مدینه حرکت کرد و به طرف بصره میآمد، نامهای به مردم کوفه نوشت، آنها را دعوت کرد، در ابتدای نامه مینویسد که من یک گذشتهای در دوره خلفای پیشین دارم، هرجور مردم درباره گذشته من فکر میکنند، آیا ظالم بودم یا مظلوم، یاغی بودم یا مبغیعلیه، هر طور بوده فعلًا درباره اینها بحثی نمیکنم ولی امروز مسلمین با من بیعت کردهاند، هرکس که میخواهد به یاری من بیاید، بیاید اما من یک قید و یک شرط با او میکنم: نزد من بیاید، اگر دید خوب عمل میکنم مرا کمک بدهد و اگر دید بد عمل میکنم به من انتقاد و اعتراض کند تا من جبران کنم.
این را میگویند نمونه یک حکومت آزادیخواه؛ ولی چرا اینگونه است؟ برای اینکه اسلام چنین دینی بود که یک چنین افرادی تربیت کرد؛ البته افرادی مثل علی که نمیخواهم بگویم ولی علی نمونه تربیت کامل اسلام بود و جامعه مسلمین آن روز هم همینجور ایجاب و اقتضا میکرد.
عوامل تأمین آزادی چیست؟ گفتیم یکی از عوامل این است که انسان را به خودش بشناسانند، ارزش انسان را بالا ببرند؛ و یکی از علل ناکامیهای امروز همین است که ارزش انسان از آنچه که هست پایینتر
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ٢١٤.