پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٤ - ٢ فساد اخلاق
فقط یک جمله از علی علیه السلام در عهدنامهای که به مالک اشتر نوشته است نقل میکنم. به مالک، فرماندار خودش، چنین خطاب میکند: وَ لَیسَ شَیءٌ أدْعی الی تَغْییرِ نِعْمَةِ اللَّهِ وَ تَعْجیلِ نِقْمَتِهِ مِنْ اقامَةٍ عَلی ظُلْمٍ [١]٢. فساد اخلاق
اصل دومی که از قرآن مجید در این زمینه میتوان استنباط کرد صلاح و فساد اخلاق فردی است. جامعه از افراد تشکیل میشود. شخصیت افراد به اخلاق و خُلقیات و ملَکات و فضائلشان است. جامعهای قابل بقاست که افرادش دچار فساد اخلاق نباشند. افرادی که به «راحتی» خو گرفتهاند، به عیاشی و هرزگی خو گرفتهاند، به قمار و شراب خو گرفتهاند، به رشوه خو گرفتهاند، به ربودن حقوق یکدیگر خو گرفتهاند، به قساوت نسبت به یکدیگر خو گرفتهاند افراد فاسدی هستند. وَ اذا ارَدْنا انْ نُهْلِک قَرْیةً امَرْنا مُتْرَفیها فَفَسَقوا فیها فَحَقَّ عَلَیهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمیراً [٢]. مسئله مترفین را طرح میکند. از ناحیه مترفین فسق و فجور و فساد اخلاق در جامعه راه پیدا میکند، پشت سرش هم به تعبیر قرآن تدمیر، هلاکت، از بین رفتن [است.] جامعه از افراد ساخته میشود ولی [به این صورت که] از افراد ترکیب میشود. یک مرکب اگر بخواهد در طبیعت به وجود بیاید، باید هم اجزای تشکیلدهنده آن سالم و صحیح باشد و فاسد نباشد و هم وقتی که
[١]. نهجالبلاغه، نامه ٥٣.
[٢]. اسراء/ ١٦.