پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٤ - فرمان اسلام به ظالم و مظلوم
است و دارد به او دستورالعمل میدهد- میگوید: مالک! به مردم آزادی بده، به مردم حق انتقاد و اعتراض بده، به مردم امنیت بده که من غیر مرّةٍ- یعنی مکرر- از پیغمبر این جمله را شنیدم (یعنی از جمله کلماتی که پیغمبر آن را مکرر میگفت این جمله بود [١]):
لَنْتُقَدَّسَ امَّةٌ حَتّی یؤْخَذَ لِلضَّعیفِ فیها حَقُّهُ مِنَ الْقَوِی غَیرَ مُتَعْتِعٍ [٢] هرگز امتی، ملتی، گروهی، جمعیتی به مقام قداست- یعنی به مقامی که بشود آن ملت را تقدیس و تمجید کرد، به مقام افتخار- نخواهد رسید مگر اینکه در آن ملت کار به آنجا برسد که ضعیف در مقابل قوی بایستد و بدون آنکه تعتعه و لکنتی به زبانش بیفتد حق خودش را از قوی مطالبه کند. این جمله، هم در نهجالبلاغه است و هم در اصول کافی.
نهجالبلاغه از نظر صحت مضمونی معتبرترین کتابهای ماست و اصول کافی از نظر صحت سندی. پس این جمله، هم از نظر صحت مضمونی و هم از نظر صحت سندی از صحیحترین جملههایی است که از پیغمبر اکرم رسیده است.
پس اسلام در این زمینه به این قناعت نمیکند که فقط به ظالم بگوید ظلم نکن؛ به این هم قناعت نمیکند که فقط به مظلوم بگوید برو به زور حقت را بگیر؛ یعنی تنها [تسلیم و انقیاد یا] طغیان و عصیان ایجاد نمیکند؛ با نیروی موعظه و اخلاق ظالم را تسلیم میکند؛ با نیروی حقوق و حق، مظلوم را تقویت میکند؛ یعنی وقتی که با ظالم روبرو میشود درس اخلاق به او میدهد موعظهاش میکند و از راه موعظه وارد میشود؛ وقتی
[١]. این خودش یک ارزش دیگری میدهد. گاهی پیغمبر جملهای را یک بار گفته است. ولی ماجملههای دیگری داریم که پیغمبر اینها را مکرر در مواطن مختلف گفته است مثل همین حدیثی که در اول سخنرانیم خواندم: انّی تارِک فیکمُ الثَّقَلَینِ کتابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتی. این مطلب را پیغمبر در یک جا نفرموده، در مواطن متعدد فرموده است.
[٢]. نهجالبلاغه، نامه ٥٣، با اندکی اختلاف.