پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٥ - داستان حاطب بن ابی بلتعه
کنم؛ و ظاهراً درست میگفت چون پیغمبر اکرم او را بخشید. مسلمانی و نرد دوستی با کافران!
قرآن میگوید: ای اهل ایمان دشمنان من و دشمنان خودتان (دشمنان مناند یعنی دشمن دین هستند و دشمنان شمایند یعنی دشمن سعادت شما هستند) با اینها نرد مودّت میبازید و حال اینکه آنها کافرند و دشمنان ایدئولوژی شما هستند؟! با دشمنان خود روابط دوستانه برقرار میکنید؟! همینها که پیغمبر و شما را به جرم و گناه ایدهتان از شهرهایتان بیرون کردند، آنوقت با چنین مردمی معاشرت میکنید؟! لااقل میخواستند شما را در ایدهتان آزاد بگذارند. شما چگونه در مدینه میتوانید با اینها رابطه دوستی برقرار کنید، مخفیانه با آنها دوست باشید؟! آیا نمیدانید من که خدای شما هستم به همه چیز آگاهم؟ و کسی که چنین کند از شاهراه دور افتاده است. اینها اگر امروز با شما دوستی میکنند در مقابل شما نقطه ضعف دارند، اگر روزی قدرت پیدا کنند و شما را بیابند دشمن شما خواهند بود. آن وقت است که زبان و دستشان را به سوی شما دراز میکنند و تمام هدفشان این است که شما را از دینتان خارج کنند.
لَنْ تَنْفَعَکمْ ارْحامُکمْ وَ لا اوْلادُکمْ یوْمَ الْقِیمَةِ [١]. اشاره است به حاطب؛ میگوید مگر در قیامت زن و بچه به درد انسان میخورد؟! و بعد داستان ابراهیم علیه السلام را نقل میکند. قرآن میگوید که این را از ابراهیم و پیروان او یاد بگیرید که در مقابل اقوام خودشان ایستادند و گفتند: از همه شما و معبودهای شما دوری میجوییم و بین ما و شما برای همیشه دشمنی است مگر اینکه ایمان بیاورید. جز ایمان هیچ چیز دیگری نمیتواند
[١]. ممتحنه/ ٣.