پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧ - شهادت امام حسین علیه السلام
نگیرد از کجا می فهمد زخم معده یا زخم اثنی عشر دارد و چگونه می رود دنبال دوا یا عمل جراحی؟ اگر سر انسان درد نگیرد انسان کی می رود دنبال معالجه؟ خود گرسنگی یک درد است، انسان ناراحت می شود، ولی لازم است. اگر انسان این درد را احساس نکند دنبال غذا نمی رود. اگر انسان تشنگی را احساس نکند دنبال آب نمی رود.
درد در عین اینکه انسان را ناراحت می کند اعلام احتیاج طبیعت است؛ طبیعت بدن شما داد می کشد، وقتی می خواهد به شما اطلاع بدهد – او که زبان ندارد که هوا را به موج در بیاورد- من غذا لازم دارم، دردی به نام گرسنگی بر شما مسلط می کند. وقتی می خواهد بگوید من آب لازم دارم، دردی به نام تشنگی مسلط می کند. وقتی می خواهد بگوید که عفونتی در فلان قسمت بدن پیدا شده است، عضوی یک ناراحتی دارد، به صورت درد به شما اعلام می کند و لهذا وای به حال آن مریضی که مرضش مرض بی درد باشد. نمی فهمد و نمی فهمد، روزی مطلع می شود که کار از کار گذشته است. درد، بد است چون انسان را رنج می دهد و انسان می خواهد درد نداشته باشد، ولی درد خوب است از این نظر که اعلام احتیاج طبیعت انسان است.
شک مقدس یا درد روحی
شک مقدس حکم یک درد روحی را دارد. تا وقتی که درد باشد خوب است روح انسان می گوید من غذا می خواهم، من علم می خواهم، من که یک حیوان یا گیاه ویا سنگ نیستم، من انسانم، خدا به من یک روحی داده است از این آسمان ها بزرگتر، من باید از عالم سر در بیاورم، من باید بفهمم از کجا آمده ام و در کجا هستم و به سوی کجا می روم؟ درد روح به صورت شک در انسان ظاهر می شود که من باید بفهمم، باید بدانم. ملا چه خوب