پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٩ - شعارهای اسلامی
حرکت میکنید و روی اتومبیل خودتان پرچم سه رنگ زدهاید، به زبان نمیگویید من ایرانی هستم ولی با عملتان میخواهید به همه اعلام کنید من ایرانیم، من وابسته به ایرانم، من ابایی و ننگی ندارم از اینکه ایرانی باشم، افتخار هم میکنم که ایرانی باشم. همان پرچم را که شما نصب میکنید وابستگی خودتان را به ایران اعلام میکنید.
ما علاوه بر همه مقررات و دستورهایی که داریم که باید تهذیب نفس کنیم، باید خداشناس باشیم، باید نماز بخوانیم، باید روزه بگیریم، باید حج کنیم، باید ربا نخوریم، باید شراب نخوریم، باید دروغ نگوییم و راست بگوییم، باید امین باشیم، دستورهای لایتناهایی که در اسلام هست، علاوه بر همه این دستورها ما باید وقتی که زندگی میکنیم یک نوع برداشتهای دیگری هم در زندگی داشته باشیم که در آن برداشتها عملًا داریم میگوییم من مسلمانم. این برداشتها در لباس ما باید ظاهر باشد، در قیافه ما باید ظاهر باشد، در مجالس ما باید ظاهر باشد، در شروع ما به کارها باید ظاهر باشد، در نامگذاریهای ما برای بچههای خود باید ظاهر باشد، در تابلوهایی که در خانههای خودمان نصب میکنیم باید ظاهر باشد، در استیل ساختمانهای ما و در شهر ما باید ظاهر باشد، در همه شئون زندگی ما باید ظاهر باشد؛ یعنی خانه ما باید بگوید من خانه یک نفر مسلمانم. اگر کسی از کوچه عبور میکند، یک نشانهای باید روی خانه ما باشد که آن خانه بگوید من خانه یک نفر مسلمانم. در لباس پوشیدن ما لااقل یک نشانه باید وجود داشته باشد که بگوید به این نشانه من مسلمانم.
ما در این مسائل نه شعار ملی باقی گذاشتهایم نه شعار اسلامی، هیچ کدام، نه زن ما و نه مرد ما. اگر بیایند ببینند، نه یک زن ما را روی قیافه و خانه و اینجور چیزها میتوانند بفهمند که ایرانی است یا مسلمان است و