پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٣ - عصر ما، عصر نفاق
خصوصاً که در کتب آسمانی پیشین یا اسمی از منافقین نیست یا اگر هست بسیار کم است، برای این است که هر چه بشر بدویتر و از تمدن دورتر بوده و در درجات پایینتر زندگی میکرده است، از صراحت بیشتری برخوردار بوده است؛ یعنی آنچه که در درون داشته است از فکر و احساسات و عواطف و از رغبات و بیمیلیها و از مهربانیها و خشمها و از ایمانها و بیایمانیها، هر چه داشته است همان را ظاهر میکرده است؛ و هر چه بشر پیش رفته و تکامل پیدا کرده است (نمیخواهم بگویم خود این نوعی تکامل است ولی از تبعات تکامل است) قدرتش بر تصنع هم- که نفاق نوعی تصنع است- افزایش پیدا کرده است؛ کما اینکه اگر ما مردم عصر خودمان را با صدر اسلام مقایسه کنیم نفاق هزاران درجه بیشتر شده است. یک وقتی من با خودم فکر میکردم که اساساً اگر عصر ما را از نظر انسانی بخواهند ارزیابی کنند نه از نظر صنعتی، اگر یک جنبه انسانی را بخواهند ملاک و مشخِص عصر و زمان ما قرار بدهند، باید بگویند عصر نفاق. اگر بگویند در عصر ما بزرگترین ماشینی که ابتکار و اختراع شده است چه ماشینی است؟ به نظر من ماشین قلب حقایق است، اینکه بشر اینهمه توانایی پیدا کرده است که حقایق را وارونه جلوه بدهد. این بحث باشد برای جلسه بعد.
چون بحث ما مثل درس و جلسات کلاسی اندکی جنبه خصوصی دارد، این طور میخواهم صحبت بکنم: اول جنبه لغوی را بحث میکنم. اصلًا «نفاق» چه لغتی است؟ تعریف نفاق و ماهیتش چیست؟ بعد بحثی درباره خطر نفاق؛ و وقتی خطر نفاق را شناختیم، ما در مواجهه با این خطر چه وظیفهای داریم. و بحث دیگری که اگر موفق بشوم خواهم داشت راجع به عامل نفاق در پدید آوردن فاجعه کربلاست که این عامل در بهوجود آوردن این فاجعه در عصر خودش چقدر تأثیر داشت یعنی