پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١١ - نهضتهای حقیقی ویژه پیامبران و اتباع آنهاست
دورانت در کتاب لذات فلسفه مینویسد که آغاز نهضت زن- که در انگلستان شروع شد و مخصوصاً به زنها استقلال اقتصادی دادند- چه بود. میدانید که تقریباً تا یک قرن پیش دنیای اروپا برای زن حق مالکیت قائل نبود یعنی کار زن را متعلق به شوهرش میدانست، اگر زن کاری میکرد و زحمتی میکشید اجرتش را باید به شوهرش میدادند. اصلًا زن استقلال نداشت. اگر احیاناً به ارث هم چیزی به او میرسید باز اختیار آن دست شوهرش بود. چطور شد که به زن استقلال اقتصادی دادند؟ وقتی ما تاریخ را میخوانیم میبینیم پس از آنکه کارخانههای عظیم پیدا میشود و شهرها احتیاج به کارگر پیدا میکنند، مخصوصاً کارگری که مزد کمتر بگیرد و آن کارگری را که مزد کمتر میگیرد در میان زنان و کودکان و اطفال پیدا میکنند، و بعد میبینند مردها اجازه نمیدهند زنان و بچههایشان بیایند در کارخانهها کار بکنند چون زندگی و خانوادهشان مختل میشود، میآیند قانون میگذارند که بعد از این زنان و کودکان استقلال اقتصادی داشته باشند، پدرها حق نداشته باشند جلو بچهها را بگیرند و شوهرها حق نداشته باشند جلو زنها را بگیرند. به این وسیله استقلال اقتصادی به زن دادند. دنیای اروپا استقلال اقتصادی به زن داد برای چه؟ آیا به خاطر خود زن؟ دلش به حال زن سوخته بود یا دلش به حال خودش سوخته بود و کارگر ارزان میخواست؟
این است که بشر را از شر بشر دیگر آسوده کردن و به بشر آزادی واقعی دادن، آزارش را سلب کردن، همانطوری که در متن خلقت امکان نداشت یعنی ضد خلقت بشر بود، از قدرت علم خارج است، از قدرت تربیت خارج است و از قدرت بالا بردن سطح [آگاهی] عموم خارج است. اینجاست که جز یک قدرت، قدرت دیگری نیست. آن قدرت، هم بشر را در مقابل بشرهای دیگر امنیت و مصونیت میدهد و هم بهشت واقعی برایش