آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٠
بعد از آمدن قرآن خودشان آمدند و آنها را جمع کردند و بردند.
لبید بن زیاد از شعرای درجه اول عرب است. پس از نزول قرآن، وقتی مسلمان شد بکلی دیگر شعر نگفت و دائماً کارش قرآن خواندن بود.
به او گفتند: چرا حالا که مسلمان شدی، دیگر از هنرت در دنیای اسلام استفاده نمیکنی و شعر نمیگویی؟
گفت: دیگر نمیتوانم شعر بگویم. اگر سخن این است، دیگر آن حرفهای ما همه هجو است و من آنقدر از قرآن لذت میبرم که هیچ لذتی برای من بهتر از آن نیست.در آیه مورد بحث، قرآن دعوت کرده است که هرکس میتواند بیاید و یک سوره مانند قرآن بیاورد. ولی در یک آیه دیگر میفرماید:فَلْیأْتوا بِحَدیثٍ مِثْلِهِ [١] که حتی شامل یک آیه هم میشود؛ یعنی میگوید اگر میتوانید یک جمله مانند قرآن بیاورید.
ولی این همه دشمنانی که برای قرآن پیدا شدهاند، چه در زمان قرآن و چه بعد از آن، نتوانستهاند این دعوت را پاسخ مثبت بگویند و حتی در زمان ما افرادی آمدند و یک چیزهایی به منظور معارضه با قرآن ساختند ولی وقتی در مقابل قرآن قرار دادند دیدند اصلًا هیچ گونه شباهتی ندارد.
پس یکی از وجوه اعجاز قرآن همان جنبه هنری است که اصطلاحاً آن را «فصاحت و بلاغت» میگویند. ولی این تعبیر نارساست زیرا «فصاحت» به معنای روشنی و «بلاغت» به معنای رسایی است اما این گونه تعبیرات برای رساندن مقصود کافی نیست و بایستی به آن
[١]. طور/ ٣٤.