آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧ - معجزات پیغمبر اسلام
دیگر نیازی به معجزه است زیرا معجزه مربوط به دورههای گذشته بوده است.
این بیانی است که اقبال طرح کرده و بعضی از نویسندگان اسلامی نیز آن را پیروی نمودهاند.
ما اینک در آن مقام نیستیم که مفصلًا در این زمینه بحث کنیم ولی اجمالًا میگوییم: در فلسفهای که اینها برای ختم نبوت ذکر کردهاند اشتباه بسیار بزرگیمرتکب شدهاند.
اشتباه نکنید؛ نمیخواهم بگویم اقبال ختم نبوت را انکار کرده! (چنانکه بعضی این اشتباه را کردهاند) خیر، برعکس، اقبال ختم نبوت را قبول دارد ولی توجیهی که برای ختم نبوت ذکر کرده درست نیست.
فلسفهای که او ذکر میکند درست برخلاف متصورش نتیجه میدهد. او میخواهد با این توجیه ختم نبوت را اثبات کند اما متأسفانه اگر آن حرف درست باشد ختم دیانت را نتیجه میدهد! نه ختم نبوت.
ما اکنون در این قسمت بحث نمیکنیم بلکه بحث ما درباره معجزه است. گفتار نویسندگان مزبور شامل دو مطلب است: مطلب اول اینکه در دوره بلوغ فکری بشر اساساً نیازی به معجزه نیست. دوم اینکه به همین جهت اسلام به شهادت آیاتی از قرآن همواره از آوردن معجزه امتناع میورزید. و این هر دو قسمت لازم است مورد بحث قرار گیرد.
اما قسمت اول. این مطلب صحیح نیست که در دوره بلوغ فکری بشر نیازی به معجزه نیست، زیرا همان طور که قبلًا گفتیم قرآن تعبیر به معجزه نمیکند بلکه همیشه به «آیه» تعبیر میکند.
آیت یعنی نشانه؛ نشانه چی؟ نشانه اینکه گفتههای این شخص گفته خودش نیست، گفته خداست.
یک وقت است که یک پیغمبر فقط حرفهای منطقی برای مردم