ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٦٩ - ابعاد سه گانه انسان در قيامت
بنابراين ممكن نيست يك متمكن غافل از خدا در آسايش باشد . تلاش اش براى حفظ موجود و طلب مفقود خلاصه مى شود و بس . هر روز مى كوشد تا حلقه و يا ميله يى بر حلقات و ميله هاى اين قفس بيافزايد و آن را تنگ تر كند . هيچ آسايشى ندارد . همين شخص در قيامت كور محشور مى شود , چشم دارد ولى ازرق و بى نور , زيرا آن چه در قيامت است با دست حق ساخته شده است و با عقيده حق , و اخلاق و اعمال حق . و اين هم كه با حق متحقق نبود بنابراين هيچ چيز از اشياء قيامت را نمى بيند . چشم دارد بى نور , كلمات حق را نمى شنود( . لايكلمهم الله ولا ينظر اليهم يوم القيامة ) [١] . حرف هاى حق را هم نمى شنود .
ابعاد سه گانه انسان در قيامت
آن گاه سؤال مى كند( : رب لم حشرتنى اعمى وقد كنت بصيرا ) [٢] . پروردگارا , چرا مرا كور محشور كردى و حال آن كه من يصير و بينا بودم , چيز مى فهميدم و الان هيچ چيز نمى فهمم مگر بنا نبود كه هر كس هر چه هست همان طور در قيامت زنده شود . من بينا بودم چرا نابينا محشور شدم . در جواب مى فرمايد : در اين جا جز حقايق چيز ديگر نيست , همين حقايق به صورت دستورات و معارف و احكام و آيات براى شما آمد , تو آنها را نديدى و نپذيرفتى , همانها در قيامت ظهور مى كنند .
ما معارف آورديم تا تو به آن معتقد شوى , اخلاق آورديم تا تو متخلق به آن گردى و اعمال آورديم تا كه آن را انجام بدهى . اين سه بعد را تو
[١]سوره آل عمران , آيه ٧٧ .
[٢]سوره طه , آيه ١٢٥