ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٨٦ - دنيا وسيله نيل به كمال
سقوط افراد متمايل به جهان طبيعت و ماده نقش داشت , فراموشى معاد بود . مى فرمايد( : ان قارون كان من قوم موسى ) [١] . قارون از قوم موسى كليم ( ع ) بود و حتى نقل كردند ظاهرا هم به او ايمان آورد( . فبغى عليهم ) . ولى در اثر تكاثر شروع به بغى و ظلم و ستم كرد( . و اتيناه من الكنوز ما ان مفاتحه لتنوا بالعصبة اولى القوة ) [٢] . ما آن قدر از گنج هاى جهان طبيعت به او داديم كه حمل و نقل كليدهاى گنج او يك گروه نيرومند را خسته مى كرد . يا اين كليدها اين چنين بود كه با اين بيان , مفاتح يا جمع مفتح است يعنى كليد , و يا مفاتح جمع مفتح است يعنى خزينه . يعنى اين گنجها كه در خزينه او بود , اگر مى خواستند خزاين اش را حمل كنند يك گروه نيرومند را خسته مى كرد .
دنيا وسيله نيل به كمال
( اذ قال له قومه لا تفرح ) [٣] قوم اش به عنوان نصيحت و نهى از منكر به او گفتند كه فرحناك مباش . مسرور و بانشاط مباش . چون( ان الله لا يجب الفرحين ) [٤] . خداوند افراد فرحناك و خودكامه را دوست ندارد . سرگرمى , عيش و نوش انسان را از محبوب شدن در پيشگاه خدا محروم مى كند( . و ابتغ فيما اتيك الله الدار الاخرة ) [٥] . اين نعمتى كه خدا به تو داد آن را راه و وسيله يى قرار بده تا تو را به آخرت و سعادت جاودان نايل كند , از اين قدرتى كه دارى بهره معنوى برده و با صرف اش در كارهاى خير , آخرت را تهيه كن كه( ان الدار الاخرة لهى الحيوان ) [٦] . يعنى عالم آخرت , عالم حيات است و مرگ در آن عالم راه ندارد . عالمى
[١]سوره قصص , آيه ٧٦
[٢]سوره قصص , آيه ٧٦
[٣]سوره قصص آيه ٧٦
[٤]سوره قصص , آيه ٧٦
[٥]سوره قصص , آيه ٧٧
[٦]سوره عنكبوت , آيه ٦٤