تجويد و علوم قرآني - مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی - الصفحة ١٢ -           ارائه مطمئن ترين برنامه عملى براى رسيدن به سعادت
٢ ـ كـلمـه ((مـَجـْريـهـا)) (هـود، آيـه ٤١) امـاله تـامّ مـى شـود كـه بـايـد فـتـحـه راء، مـيـل بـه كـسـره و الف ، مـيـل بـه يـاء داده شـود و حـرف راء تـرقيق شده و الف بصورت كسره فارسى تلفّظ گردد.
٣ ـ دركـلمـه ((ءَاَعـْجـَمـِىُّ)) (فـصـلت ، آيـه ٤٣) هـمـزه دوّم ، تـسهيل مى گردد كه بايد آن را بين همزه و الف تلفّظ كرد؛ به عبارت ديگر بايد از تيزى و سنگينى و شدّت همزه ، صرف نظر نمود.
٤ ـ در كـلمـه ((لا تـَاْمـَنـّا)) (يـوسـف ، آيـه ١١) كـه در اصـل ((لا تـَاْمـَنـُنـا)) بوده و ادغام كبير،(١١) صورت گرفته در هنگام تلفّظ نون مشدّد، لبـهـا را بـصـورت غـنـچـه جـمـع مـى كـنـنـد تـا اشـاره بـه ضـمـّه اى شـود كـه در اصل ، وجود داشته و اين عمل را ((اشمام )) گويند.
علوم قرآنى
ضرورت آشنايى با قرآن
بـرخـورد اوليـه بـا قـرآن مـجـيد، هر انسان خردمند و حق جو را بر مى انگيزد تا با اين كتاب و پـيـامـى كـه بـراى انـسـانـهـا دارد آشنا شده و در اهداف آن به تفكر بپردازد. البته اين انگيزه زمـانـى كه با انگيزه هاى دينى تواءم شود و شخص به وجود آفريدگار جهان و لزوم ارتباط انـسـان بـا او مـعـتـقـد بـاشد، ضرورت اين آشنايى را دو چندان خواهد كرد؛ زيرا اين كتاب داعيه نزول از جهان غيب و هدايت همه بشر از تاريكيها به سوى نور را دارد.
در اين درس به تبيين اين ضرورت از چند جنبه اشاره خواهيم كرد.
ارائه مطمئن ترين برنامه عملى براى رسيدن به سعادت
قـرآن كـريـم ، مـدعـى است كه مى تواند سعادت انسان را به بهترين وجه تاءمين كند و صحيح ترين برنامه را در اختيار او قرار دهد:
((اِنَّ هذَا الْقُرْانَ يَهْدى لِلَّتى هِىَ اَقْوَمُ))(١٢)
اين قرآن ، به راهى كه استوارترين راههاست ، هدايت مى كند.
هـمـچـنـيـن مـدعـى اسـت كـه در ايـن راه از بـيـان كـوچـكـتـريـن مـطـلب فـروگـذار نـكـرده و هـمـه عوامل و مسائل مربوط به سعادت بشر را بيان نموده است :
((وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيانا لِكُلِّ شَىْءٍ))(١٣)
هاديان به سوى قرآن نيز، قرآن را به عنوان تنها كتابى معرفى كرده اند كه همه حقايق در آن تـبـيـين شده و انسانها در مشكلات و فتنه ها تنها با مراجعه به آن مى توانند راه حق را تشخيص داده ، بـرنـامـه زنـدگـى خـود را در آن بـيـابـنـد و بـا عـمـل بـه آن ، بـه رسـتگارى برسند. به عنوان نمونه مى توان كلام حضرت على (ع ) را مورد توجه قرار داد:
حارث هَمْدانى مى گويد:
وارد مـسـجـد شدم ، گروهى را ديدم كه گردهم جمع شده و درباره پاره اى از سخنان به بحث و گـفـتـگـوى بـى فايده پرداخته اند. خدمت حضرت على (ع ) رسيدم و جريان را با ايشان در ميان گذاردم حضرت با تعجب پرسيد: آيا واقعا آنان چنين كرده اند؟! گفتم : آرى . حضرت فرمود: من از رسـول خـدا(ص ) شـنـيـدم كـه فـرمـود: بـزودى فـتـنـه هـا بـرپـا گـردد. عـرض كـردم اى رسـول خدا راه فرار از آن فتنه ها چيست ؟ فرمود: قرآن ، كتاب خدا؛ كتابى كه اخبار گذشتگان و آيـنـدگـان در آن اسـت ؛ كـتـابـى كـه راه حـل و فـصـل اخـتـلافات و كشمكشهاى شما در آن بيان گـرديـده اسـت ؛ حقيقتى كه هزل و شوخى در آن راه ندارد؛ كتابى كه هر انسان ستمگرى كه به آن پـشـت پـا زنـد، خـداونـد كـمر او را مى شكند (و بر خاك مذلّت و هلاكتش مى نشاند)؛ و هر كس هدايت را از غير آن جويا شود، به ضلالت و گمراهى مى افتد... .
هـر كـس بـه سـخن قرآن سخن بگويد، گفتارش درست خواهد بود و هر كس بر اساس آن حكومت و قـضـاوت كـنـد، بـه عـدل و داد قـضـاوت كـرده اسـت ، و هـر كـس عـمـل خـود را بـا آن مـنـطـبـق سـازد، به اجر و پاداش نيك خواهد رسيد، هركس مردم را به سوى آن فراخواند، به راه راست هدايت كرده است .(١٤)