عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٠ - ٢- محيط دعوت او
٣- در زمانى تاريك و وحشت زا
در عصر ظهور او نه تنها حجاز در تاريك فرو رفته بود، بلكه ممالك نيمه درخشان نيز در ظلمت جهل قرار داشتند، او در عصر بردگى، تبعيض، و امتيازات كثيف طبقاتى، كه بر جوامع انسانى حكومت مىكرد قدم به عرصه ظهور گذاشت.
زمان دعوت او را شاگرد بزرگش على عليه السلام كه شاهد دوران پيش از اسلام و بعد از اسلام بوده چنين ترسيم مىكند:
«به هنگامى او را برانگيخت كه مردم جهان در وادى حيرت، گمراه و در ميان امواج فتنهها سرگردان بودند.
هوسهاى كشنده، عقلهاى آنها را ربوده، و كبر و نخوت آنها را به سقوط كشانده بود، جاهليّت تاريك آنها را از راه حق به در برده بود، و در ميان «اضطراب» و «جهل» به سرگردانى گرفتار بودند ...» [١]
او آمد و طرحى نوين با خود آورد، طرحى كه در آن همه انسانها، همه نژادها، و همه طبقات يكسان و برابر و برادر بودند و شعار «انّما المؤمنين اخوه» و «لافخر لعربى على عجمى ...» او را همه شنيدهايم.
٤- محتويات دعوت او
او دعوت به توحيد كرد و مردم را از هر نوع شرك بر حذر داشت.
اعلام داشت كه هر كس در گرو اعمال خويش است، آداب و رسوم خرافى را كه از پريدن پرندگان گرفته تا طلوع و غروب ستارگان را در سرنوشت مردم مؤثر مىداست در هم كوبيد، خداوند را با صفاتى معرفى كرد كه با منطق عقل كاملًا سازگار است.
با اين كه آن چنان نفوذ داشت كه آب وضويش را نمىگذاشتند روى زمين بريزد و اين زمينه هر نوع ادعايى (حتى ادعاى خدايى) را براى او فراهم مىساخت ولى او هموراه خود را بنده خاضع خدا مىدانست.
[١]. نهج البلاغه، خطبه ٩١.