عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٦ - آيا معصوم بودن افتخار است؟
پس اين چه فضيلتى براى پيامبران و امامان است؟ آنها در برابر گناه «بيمه» شدهاند اصلًا محال است گناهى از آنها سربزند، پس ترك گناه برايشان افتخارى نيست.
پاسخ
كسانى كه اين ايراد را مىكنند معناى عصمت را خوب نفهميدهاند آنها خيال كردهاند مصونيت پيامبران در برابر گناه چيزى شبيه مصونيّت در برابر مالاريا، حصبه وبا مىباشد كه با تزريق واكسنهاى مخصوص چنين حالى در انسان پيدا مىشود و چه بخواهد يا نخواهد اين حالت در وجود او هست، در حالى كه اين كاملًا اشتباه است، زيرا آنها با اين بيان عصمت را يك نوع «مصونيت غير ارادى» پنداشتهاند در صورتى كه از بحثهاى گذشته درست عكس آن استفاده مىشود يعنى عصمت پيامبران و پيشوايان بزرگ دين يك «حالت كاملًا ارادى و اختيارى» است كه سرچشمه آن عقل و علم و ايمان آنهاست.
براى روشن شدن اين بحث مثالهاى گذشته را به نظر آوريد مگر يك طبيب ماهر كه آب مملو از ميكربهاى وبا، سل، حصبه، كزاز، سياه زخم، را نمىنوشد به طور غير ارادى است يعنى قدرت ندارد بنوشد؟ بديهى است كه مىتواند بياشامد و براى او «محال ذاتى» نيست امّا علم و دانش او، ايمانى كه به خطر اين كار و پستى و بىارزش بودن آن دارد «سد محكمى» در برابرش ايجاد كرد كه احتمال انجام آن در مورد وى به صفر مىرسد، ولى نبايد فراموش كرد كه اين «سد محكم» چيزى جز «علم و دانش و ايمان و شخصيت» او نيست.
و اين مصونيت فضيلت است، زيرا زائيده فضايل درونى و علم و دانش شخصيت او مىباشد.
بنابراين اگر كسى پيدا شود كه ايمان او به قدرى قوى، علم و دانش و احاطه او به حقايق و اسرار جهان و عوامل خوشبختى و بدبختى انسان به اندازهاى وسيع، و تسلّط او بر هوا و هوسهاى خود به قدرى زياد باشد كه انجام تمام گناهان براى او حال نوشيدن آب مملوّ از انواع ميكربها را براى آن طبيب داشته باشد، آيا اين فضيلت محسوب نمىشود؟