عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢ - حوادث و بلاها چگونه با عدالت سازگار است؟
بوديم، آتش را با دست بر مىداشتيم و به هنگام دعوا هر چه كتك مىخورديم اثرى در ما نمىگذاشت.
ولى با كمى مطالعه بيشتر مىفهميم اگر اين دستگاه اعصاب نگهبان بدن ما نبود، بدن ما در مدّت كوتاهى از بين مىرفت، اين كه مىبينيم مشتى استخوان و گوشت بيش از آهن دوام مىكند و مدّت ٨٠ سال عمر مىنمايد مرهون همين دستگاه است يعنى همين احساس درد است كه ما را به فكر چاره مىاندازد و خود را از هر خطر دور مىكنيم. بنابراين درد و تألم درست است ناراحت كننده است ولى حافظ و نگهبان بدن انسان و از مواهب بزرگ الهى است نه كارى غير عادلانه و مانند اين نعمت كه گاهى آن را بلا مىشمريم فراوان مىباشد.
مثال ديگر ما از فراموشكارى رنج مىبريم ولى اگر فراموش نباشد زندگى چقدر تلخ مىشود، مثلًا كسى كه جمعى از عزيزانش در تصادفى كشته مىشوند اگر پس از گذشتن مدّتى اين فراموشى همچون ابر رحمتى وجودش را آرامش نبخشيد زندگيش متلاشى مىگردد.
٣- زنگ بيدار باش
از موضوعاتى كه بر غفلت انسان مىافزايد، يكنواخت بودن زندگى و هميشه كامياب بودن است كه حالت غرور و مستى به بار مىآورد، ولى افرادى كه گاهى ناكاميها را ديدهاند افرادى بيدار، پرعاطفه، مصمّم، روشن، و چاره جو هستند.
آيا براى بيدار كردن اين مغرورانى كه با در اختيار داشتن نيروى برق وبخار غير از سرگرمى در شهوات چيز ديگرى به ياد ندارند نبايست گاهگاه گوشهاى از اين زمين ناآرامى كند و زلزلهاى رخ دهد و چنان تكانى به خود دهد كه تمام قدرتها در برابر آن ناتوان گردد، سنگهاى بزرگى را از كوهستانى بكند و به دريا بريزد و آن چنان تلاطمى به وجود آورد كه كشتيها به خشكى پرتاب شوند.
دولتهاى نيرومند هنگام كه مىخواهند به كمك آنها بشتابند مشاهده كنند كه هيچ كارى از آنها ساخته نيست تنها بايد از طريق هواپيما