عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥ - شاخههاى توحيد
... همه از ناحيه خداست اوست كه اين صفات را به آنها بخشيده.
و حتى كارهايى كه از ما سر مىزند و ما در انجام آن مختار و آزاد هستيم باز قدرت بر انجام آن از ناحيه خداست، منتها گاهى ما از آن حسن استفاده و گاهى سوء استفاده مىكنيم.
به عبارت ديگر توحيد در افعال يعنى هيچ موجودى از خود استقلال در تأثير ندارد، مؤثر مستقل در سراسر عالم هستى فقط ذات پاك خداست.
٤- توحيد عبادت
از نظر يك خداپرست و موحد واقعى در جهان هستى هيچ كس شايسته پرستش جز خدا نيست.
پرستش و عبادت يعنى حداكثر خضوع و اعلام فرمانبردارى بدون قيد و شرط.
استدلالات توحيدى به ما مىگويد هيچ مقامى در جهان جز خداوند شايسته و لايق اين مقام نيست.
اين استدلالات به ما مىگويد سرچشمه تمام قدرتها و هستىها خداست، او از همه چيز برتر است او مالك اصلى و صاحب اختيار ما و بخشنده تمام نعمتها و سعادتهاست.
اوست كه مصالح واقعى ما را تشخيص مىدهد و خط سير زندگى سعادتمندانه ما را تعيين مىكند پس او سزاوار پرستش است و بس.
به عبارت ديگر عامل اصلى عبوديت و بندگى و اطاعت بدون قيد و شرط يا مالكيت است، يا بخشنده نعمتها بودن، يا عظمت و بزرگى مقام، و يا از مصالح واقعى بندگان آگاه بودن، تمام اينها مخصوص ذات خداوند است.
و بنابراين بندگى، عبوديت، و پرستش و فرمانبردارى مطلق هم، مخصوص ذات اوست. البتّه ما در برابر كسانى كه از طرف او وظيفه راهنمايى دارند خضوع مىكنيم ولى باز به آخرين مرحله كه پرستش ناميده مىشود نمىرسد و آن مخصوص خداست.