عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٢ - ١- جاذبه قرآن
١- جاذبه قرآن
در لابهلاى گفتگوهاى دشمنان سرسخت و لجوج اعترافاتى يافت مىشود كه بيش از گفتار مستدل دوستان پرده از روى مطالب بر مىدارد. زيرا دشمنان مىخواهد نقاط قوّت را به هر وسيله است انكار كند و آن را «وارونه نشان دهد» براى اين كار ناچار است تفسيرهاى غلط و ناهنجارى از خود بتراشد كه با يك نوع اعتراف ضمنى به اصل وجود نقطه قوت همراه است.
از تواريخ و از خود قرآن مجيد بر مىآيد كه به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبتهاى ناروايى از قبيل «مجنون» «شاعر» «گاهى» «كاهن» و «ساحر» مىدادند [١] كه در حقيقت هر كدام نكتهاى داشت.
از اين جهت «مجنون» مىگفتند كه او با رسوم و عادات ديرينه آنها كه جزء امور بديهى و مسلّم آنها شده بود مخالفت مىكرد، آنها تقليد كوركورانه و پيروى بدون قيد و شرط از عادات و رسوم غلط محيط خود «شرط عقل» مىدانستند و كسى كه با آن مخالفت كند «مجنون».
و از اين نظر «شاعرش» مىناميدند كه آيات موزون قرآن و جملههاى زيبا و رساى آن چنان شور و هيجانى در دلها برپا مىكرد كه موزونترين اشعار حماسى عرب در آن عصر كه «عمر طلايى شعر و ادب عربى» محسوب مىشد قدرت برابرى با آن نداشت. و گرنه پيامبر صلى الله عليه و آله هرگز سابقه شعر و قافيهپردازى نداشته است.
و اگر نسبت «كهانت» به او مىدادند بر اثر اين بود كه با صراحت و قاطعيت، اخبارى مربوط به حوادث آينده بيان مىداشت.
مخالفان براى پرده افكندن بر اين حقيقت نام «كاهن» بر آن
[١]. سوره صافات، آيه ٣٦، سوره طور، آيه ٢٩ و سوره مدثر آيات ٢٤ و ٢٥ در اين باره است.