عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٥ - مبارزه شروع مىشود
مبارزه شروع مىشود
از بحث گذشته دو نكته روشن مىشود:
١- قرآن با لحنى قاطع مخالفان را به مبارزه دعوت كرده كه اگر مىتوانند مانند آن را بياورند، و طرز بيان در اين دعوت «دعوت به مبارزه» توأم با انواع تعبيرات تحريكآميز است.
٢- اين مبارزه موضوع سادهاى نبود بلكه مبارزه «سياسى» «اقتصادى» و «اجتماعى» بود كه به قيمت موجوديت آنها تمام مىشد لذا ناچار بودند در آن شركت كنند. به عبارت ديگريك مبارزه حياتى بود كه مسير و سرنوشت زندگى و مرگ آنها را روشن مىساخت، چرا؟
به خاطر اين كه قرآن با هر گونه معبودى جز خداوند يگانه مبارزه مىكرد و عبوديت را مخصوص خدا مىدانست. و آنها ملّتى بودند كه بتپرستى در تمام شئون زندگيشان حكومت مىنمود.
بديهى است اين برنامه، اساس زندگى آنها را درهم مىريخت، لذا ناچار بودند تا آخرين نفس با اين آيين جديد مبارزه نمايند.
در تواريخ مىخوانيم كه آنها از بزرگان و ريش سفيدان دنيا ديده و باهوشى چون «وليد بن مغيره مخزونى» كه مردى ثروتمند بود، و در ميان اعراب به حسن تدبير و فكر و صائب شهرت داشت، نظر خواستند حتى او را براى تحقيق بيشتر نزد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرستادند كه نظر خود را درباره چگونگى اين آيات عجيب كه نفوذ خارقالعادهاش آنها را به وحشت انداخته بود اعلام دارد.
«وليد» از پيامبر صلى الله عليه و آله خواهش كرد آياتى از قرآن را بر او بخواند و پيامبر صلى الله عليه و آله قسمتى از سوره «حم سجده» را تلاوت كرد، اين آيات چنان تأثير و هيجانى در او ايجاد كرد كه بى اختيار از جا حركت نمود و به محفلى كه از طرف طايفه او (بنى مخزوم) تشكيل شده بود درآمد و گفت:
«به خدا سوگند از محمّد سخنى شنيدم كه نه شباهت به گفتار انسانها دارد و نه پريان.