خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢ - يك مسئله جنجالى
انسان بر تمام هستى حكومت مى كند. در اين قسمت فرمانرواى مطلق العنان جز انسان چيزى نيست. اگر خداوند حاكم كشور بزرگى است به نام جهان، انسان نيز بر كشور و ديگرى حكومت مى كند و تنها فرقى كه وجود دارد در همين بزرگى و كوچكى در مملكت است.
٢- در بحث عدل: دربحث عدل اختلاف نظر طرفداران جبر و اختيار به گونه ديگرى است. در اينجا پيروان نظريه جبر در بنبست عجيبى گرفتار مى شوندو حربه بزرگى به دست پيروان نظريه اختيار مى دهند.
اگر انسان اراده و اختيارى در انجام افعال خود نداشته باشد، آن گاه در كارها و افعال، چگونه مسئول خواهد بود؟ فرض كنيم انسانى يك قطعه سنگ را به سوى كسى پرتاب مى كند و بر اثر اصابت بر سر آن فرد و خونريزى، او مى ميرد. حال اگر اعتقادى به آزادى اراده نداشته باشيم چگونه مى توانيم شخص پرتاب كننده را مقصر بدانيم؟
اگر يك سنگ از ارتفاعى بر اثر سنگينى (يا به قول صحيحتر بر اثر قوه جاذبه) به پايين سقوط كند و بر سر كسى بخورد و او را بكشد، مى توان اين سنگ را مقصر دانست؟! روشن است كه جواب منفى است. پس انسان پرتابكننده سنگ هم اختيار و انتخابى در عمل خود نداشت و عملش مانند سقوط سنگ است و نمى توان او را مقصر دانست.
اگر اصل آزادى اراده را در انسان نفى كنيم چه فرقى ميان انسان و موجودات فاقد روح و اراده وجود دارد؟ همان طور كه فعل و انفعال آنها معلول يك سلسله علتهاى حسابشده قبلى و غير اختيارى است، افعال ما هم به همين صورت غير اختيارى است. پس به همان