خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧ - مقدمه
مقدمه
بشر سالهاى فراوانى را در جنگلها و صحرا گذرانده است. در آن سالها او نه تنها قانون و تمدنى نداشته بلكه زندگى خود را با وسايلى بسيار ابتدايى مى گذرانده است. زندگى انسان در چنان دورهاى جاهلانه و وحشيانه بود اما اندك اندك راه ترقى و تكامل را در پيش گرفت.
انسان توانست در فرازها و نشيبها، جنگلها و صلحها و شكستها و پيروزيها تجربياتى را بياموزد تا آنكه قادر شود جهلها؟ و موهومات و وحشيگرىهاى خود را پشت سر گذارد.
بالاخره در قرن نوزدهم، او در آستانه يك تحول عميق و تمدنى مادى قرار گرفت. در واقع، پيشرفتهاى گسترده علومتجربى مانند يك موج خروشان، افكار و عادات انسان را دگرگون ساخته و توانست در تمام مظاهر فكر و زندگى مادى و معنوى آدمى نفوذ كند. با اوج گرفتن انقلاب صنعتى اروپا، مقام و منزلت كليسا و رهبران دينى تنزل يافت.
از يك سو ناهماهنگى بين تعاليم كليسا و كشفيات جديد علمى دانشمندان و از سوى ديگر خاطره هولانگيز «انگيزيسيون»، همگى باعث شده بود تا مبارزهاى شديد عليه نظام كليسايى آغاز گردد.
چنين مبارزهاى، علم و دين را چنان در برابر هم قرار داد كه گمان مى رفت بين آن دو يك دشمنى ديرينه آشتىناپذيرى وجود داشته و